CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
ساقيان بزم - ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما - غزل 12 | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته​ای عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم دل خرابی می​کند دلدار را آگه کنید کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی می​کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو   آب روی خوبی از چاه زنخدان شما بازگردد یا برآید چیست فرمان شما به که نفروشند مستوری به مستان شما زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما زینهار ای دوستان جان من و جان شما خاطر مجموع ما زلف پریشان شما کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما بنده شاه شماییم و ثناخوان شما تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما روزی ما باد لعل شکرافشان شما

توضيحات :
زنخدان (چانه ) چاه زنخدان (استعاره از فرورفتگي چانه ) برلب آمده (جان به لب رسيده ) نرگس (استعاره از چشم ) مستان (صفت جانشين اسم = چشمان مست ) بوکه (باشد که = قيد ) و (حرف اضافه بر برابر ) همدستان (هم صحبتها ) همت 0دعا و توجه باطني ) معني بيت 6(دروران فتنه انگيزي نرگس چشم تو کسي از پرهيزگاري و سلامت جويي بهره و نفعي نبرده است . پس همان بهتر که به چشمان مست شما اظهار زهد و تقوي نکنند که اثر بخش نتواند بود ) بساط قرب(دستگاه قرب – دربار پادشاه )خدا را (براي خدا = حرف اضافه 





برای مشاهده نتیجه تفال و ترجمه انگلیسی غزل به ادامه مطلب مراجعه نمایید : 


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : ساقیان - بزم - فروغ - ماه - حسن - روی - رخشان - شما - غزل - foroghe - mahe - hosn - roye - rakhshane - shoma
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 12:40
نسيم صبحگاهي - به ملازمان سلطان که رساند این دعا را - غزل 6 | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
به ملازمان سلطان که رساند این دعا را ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز   که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا به پیام آشنایان بنوازد آشنا را دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

توضيحات : 
سلطان (استعاره از جانان ) رفيب (نگهبان – دو نفر که بريک معشوق عشق ورزند ) شهاب ثاقب (شعله افروخته ) عذرا (رخسار ) نمودي (نشان دادي ) معني بيت اول (به همراهان جانان چه کسي اين درخواست مار امي رساند که به پاس فرمانروايي او بر دلهاي عاشق ، مسکين را از نظر دورنفرمايي )معني بيت 2 از رقيب و موکل شيطان صفت سرزمين يار به خدا پناه مي برم ، شايد بارقه لطف خداوندي کمک کند و به فرمان حق او را براند ) معني بيت آخر (تو را به خداسوگــند مي دهنم که شربت وصالي يا ساغري از باده حسن به حافظ که از سحر خيران است – بنوشان که دعاي اين جمع دروقت سحر به اجابت نزديکتر است )



نتیجه تفال مشتمل دکلمه صوتی از  این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی و یک ویدئو از شعری از زنده یاد احمد شاملو ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
عيش کوش و مستي - دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را - غزل 5
شمع آفتاب - صلاح کار کجا و من خراب کجا - غزل 2
غزل ماه من - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
سينه نالان - ساقیا برخیز و درده جام را - غزل 8
اساس هستي - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست - غزل 35
به دعا آمده ام
خفته بر سنجاب - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب - غزل 14
دست دعا برآرم
عظم رميم - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست - غزل 36
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
عاشق ديرينه - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - غزل 26

برچسبها : نسیم - صبحگاهی - ملازمان - سلطان - رساند - دعا - غزل - این
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 12:35
در بلا | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
تاجماعت عاشقان را زد وصل خود صلا آنچه جان عاشقان از دست هجرت مي کشند ترک من گر مي کند رندي و مستي جان من وقت عيش و موسم شادي و هنگام شراب   جان و دل افتاده اند از زلف وخالت در بلا کس نديده درجهان جز عاشقان کربلا ترک مستوري و زهدت کرد بايد اولا پنج روز ايام ع را غنيمت دان ، علا

توضيحات :
تا (غايت – وقتي که – هنگاميکه ) صلازد(فعل مرکب = به ميهامن دعوت کرد ) جان (روان ) ترک من(محبوب من ) جامن (مناد است يعني اي جان من ) =(ذات خويش ) هلا (حرف تاکيد 9 عيش 0زندگي ) شاه (جانان ) معني بيت 3 ( اگر محبوب ترک من بخواهد باده نوشي کند اي روح من اي حافظ بايد به کلي زهد را ترک کني ) معني بيت 1 (ازوقتي که جماعت عشاق را به وصل خود دعوت کردي جان و دل به سبب زلف و خالت گرفتار بلاشده اند ) معني بيت 2( آنچه عشاق از دست فراق و هجران تو مي کشند آن را کسي در دنيا نديد ه غي را تشنگان واقعه کربلا





برای مشاهده نتیجه تفال و ترجمه انگلیسی غزل به ادامه مطلب مراجعه نمایید :


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : بلا
نوشته شده توسط حافظ شناس در 20 فروردين 1387 ساعت 12:30
عيش کوش و مستي - دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را - غزل 5 | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل ای صاحب کرامت شکرانه سلامت آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند آن تلخ وش که صوفی ام الخباثش خواند هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد آیینه سکندر جام می است بنگر خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود                     دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا باشد که بازبینیم دیدار آشنا را نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را با دوستان مروت با دشمنان مدارا گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را اشهی لنا و احلی من قبله العذارا کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را دلبر که در کف او موم است سنگ خارا تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا ساقی بده بشارت رندان پارسا را ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را                  

توضيحات :
معني بيت 1- (اي عارفان براي رضاي خدا فکري مي کنيد که عنان اختيار دلم از دست مي رود دريغا که اسرار پنهاني عشق من آشکار خواهد شد ) شرطه (باد موافق ) ده روز مهر گردون (محبت کوتاه مدت روزگار ) به جاي (درباره ) تغيير کن (دگرگون ساز ) بنت العنب = تلخ و ش يرين ( پسوند شباهت ساز ) ام الخبائث (مادر پليدي ها = استعاره از شراب ) معني بيت 4 (ديشب درانجمن گل و مي بلبل زيبا خواند اي ساقي بيا و مي بامدادي بده و اي مستان بيدار شويد ) معني بيت 9 (مي تلخ گونه را که زاهد مايه همه بديها مي داند نزد ما شيرين تر از بوسه دوشيزگان است ) (کشتي شکستگانيم (کشتي نشستگانيم ) هر دو ظبط شده است ) يار آشنا (ديدار آشنا = هر دو آمده است )



نتیجه تفال مشتمل دکلمه صوتی ، تفسیر صوتی ، آواز با صدای استاد شجریان و یک ویدئو از  این غزل ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
عيش کوش و مستي
در قناعت کوش
رموز مستي
حال خونين دلان
لطف خدا
محبان خدا
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
محبان باده پيما - صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را - غزل 4

برچسبها : عیش - کوش - مستی - می‌رود - دستم - صاحب - دلان - خدا - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 12:25
ياران طريقت - دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - غزل 10 | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش                     چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما روی سوی خانه خمار دارد پیر ما کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر م آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما                  

توضيحات :
معني بيت 1 ديشب شيخ از مسجد به ميکده روي آورد و گفت هم مسلکان پس از اين چاره ما چيست ؟) معني بيت 2 (مريدي ديگر گفت : ما همراه و همسفر با راهنماي خود به ميکده عرفان رويخواهيم آورد زيرا سونوشت ما از روز اول اين چنين رقم خورده است ) معني بيت 3( مريدي گفت : ما هواداران از اين پس به جانب کعبه روي نتوانيم آورد زيرا شيخ ما به ميخانه روي آورده است معني بيت 4 (اگر عقل آگاه شود که دل ما درچين گيسوي يار چه حال خوشي دارد خردمندان هم به دنبال زنجير جنون ما ديوانگي را انتخاب مي کنند ) آيت (نشانه ) سوز سينه شبگير (آه آتشين و سوزش سحري سينه )


نتیجه تفال مشتمل دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی و یک تصنیف قدیمی رفتم در میخانه حبیبم - دستگاه نوا، غزل حافظ، آواز: استاد محمد رضا شجریان، پیانو: رامین ذوالفنون ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
سبکباران ساحلها - الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها - غزل 1
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
شمع آفتاب - صلاح کار کجا و من خراب کجا - غزل 2
سينه نالان - ساقیا برخیز و درده جام را - غزل 8
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
راز درون - صوفی بیا که آینه صافیست جام را - غزل 7

برچسبها : یاران - طریقت - دوش - مسجد - سوی - میخانه - آمد - پیر - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 12:20
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  [23]  [24]  [25]  [26]  [27]  [28]  [29]  [30]  [31]  [32]  [33]  [34]  [35]  [36]  [37]  [38]  [39]  [40]  [41]  [42]  [43]  [44]  [45]  [46]  [47]  [48]  [49]  [50]  [51]  [52]  [53]  [54]  [55]  [56]  [57]  [58]  [59]  [60]  [61]  [62]  [63]  [64]  [65]  [66]  [67]  [68]  [69]  [70]  [71]  [72]  [73]  [74]  [75]  [76]  [77]  [78]  [79]  [80]  [81]  [82]  [83]  [84]  [85]  [86]  [87]  [88]  [89]  [90]  [91]  [92]  [93]  [94]  [95]  [96]  [97]  [98]  [99]  [100]  [101]  [102]  103  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي