CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
سخن ناشر - Publisher words - Sokhane nasher | مقدمه
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin

حافظ غزلسراي يکه تاز ساحت ادبيات فارس است که در اوج قدرت و توانايي غزلسرايي خويش تنها يک جلد ديوان ازخود به جاي گذاشته درحالي که صدها جلد شرح و تفسير برآن نگاشته اند و هرکس با ديد عارفانه به کتاب خواجه شيراز از سرچشمه انديشه او سيراب شده است ، زيرا نگاه آدمي وقتي عارفانه شد و نگاه عارف وقتي حافظانه گرديد ، (نورعلي نور) مي شــــــود و آن گاه از چنان چشم اندازي برخوردار مي گردد که درهرکس ودرهمه چيز (في کل شي ء) آيه اي و آينه اي براي تماشاي جمال ازلي و کمال ابدي خواهد يافت و آنگونه خواهد شد که مولف محترم اشعار اين کتاب گرانقدر را مورد بحث قرار داده .
يعني اشتياق به فنا في الهي دراو آشکار مي گردد ، چون کسي مي تواند درحق محو شود که خود راخالص کرده باشد و خلوص جز درمسير زهد و تقوا و عرفان حاصل نمي شود ، پس کسي قادر است درحوزه عرفان گام بردارد که از حافظ و غزليات او درسينهخود گنجينه اي بسازد.
اينجانب تاکنون ، کتابهاي بسياري را به چاپ رسانده ام و به فرهنگ پر بار ايران اسلامي تقديم کرده ام ولي همواره مايل بوده ام تا تا ديواني کامل از حافظ به چاپ برسانم ، و دراين آرزو و خواسته دنبال فرصتي مي گشتم که روح بلند خواجه شيراز به مدد بخت ، يارم شد .
درسال 1375 محفلي ادبي که ادبا و فضلاي فراوان گرد آمده بودند ، با جناب آقاي دکتر عباس فطاري کرماني آشنا شدم ، ايشان درآن مجلس ادبي و روحاني به مدت يک ساعت در مورد حافظ و سبک و سياق و عرفان وي چنان مهيج و جالب افاضه کردند که تحسين همگان را بر انگيختند ، بطوريکه درپايان حجلسه از استاد وقت ملاقات گرفتم و سه روز پس ار آن جلسه پربار ، قصد و نيت خود را درچاپ ديوان کامل حافظ با ايشان درميان گذاشتم ، البته قبلاٌ اطلاع داشتم که ايشان ديوان خواجه شيراز را تصحيح کرده و با مقدمهو تفال به وسيله يکي از ناشران با سابقه و قديمي تهران به چاپ رسانيده اند . اما از استاد درخواست کردم ، اگر نظريات جديدي دارند درديوان شماره 2 حافظ به نام هديه حافظ که به وسيله اينجانب چاپ م يشود ، اعمال و منظور دارند ، استاد پيشنهاد مرا پذيرفتند و عهد و پيمان بستيم تا ايشان هرچه سريعتر آنرا تهيه و براي چاپ آماده نمايند ؛ بخصوص در ديوان اوليه ، مشاهده کردم استاد زحمات زيادي کشيده اند و الحق تفال جالبي از اشعار حافظ ارئه داد بودند .
از آنجا که آقاي دکتر عطاري کرماني ، درکشورهايي که جهت تحصيل يا تدريس و يا اقامت رفته اند ، به منابع مختلفي از نسخ ديوان حافظ دست يافته بودند که مي توانست درنگارش مقدمه و تفال و تصحيح ديوان بسيار موثر باشد و ديواني کامل و جامع به دست چاپ سپرده شود . برخلاف ميل استاد و به جهت مناعت طبعشان لازم مي دانم خلاصه اي از زندگينامه ايشان رابه اطلاع علاقمندان و خوانندگان عزير برسانم .
نامبرده درسال 1319 درشهرستان بم متولد شد و دوره ابتدايي را دردبستان غير دولتي (غير انتفاعي ، ملي ) عماد گذراندند و آنگاه دوره متوسطه را در دبيرستانهاي افخم و فرودسي و بعد دوره دانش سراي مقدماتي را درکرمان گذراندند آنگاه جهت گذراندن دوره کارشناســي (ليسانس) دردانشکده ادبيات دانشگاه تهران عازم پايتخت شدند و سپس به کشورهاي هندوستان ، پاکستان و افغانستان جهت تحصيل و تحقيق و تدريس علوم و ادبيات سفر کردند ، به عراق و عتبات عاليات رفتند و درآن ديار از محضر مراجع عظام و علماي آن ديار بهره هاي فراوان بردند به اروپا و به کشورهاي آملان ، انگليس ، اسپانيا ، ايتاليا و فرانسه رفتند و علوم قديم و جديد را کسب کردند و درتمام اين سفرها و اقمتها لحظه اي از معرفس ستارگان درخشان آسمان دين و ادب فارسي غافل نماندند ، بطوريکه سخنرانيهاي ايشان دردانشگاه معروف و بين الملي الازهر مصر و دانشگاه سوربن فرانسه و کمبريج انگليس درجرايد به چاپ رسيده است .
استاد بيش از 43 عاشقانه به آموزش و پرورش و فرهنگ اين مملکت خدمت کرده اندو به پاس خدمات شايان و قابل توجه موفق به دريافت نشان فرهنگ گرديه اند .
استاد درتمام طول خدمت پربار خود لحظه اي از تحقيق و تدريس غافل نبوده اند و علاوه بر تربيت شاگردان و دانشجويان و دانش پژوهان بيشماري دردبيرستانها و دانشگاهها و مراکز تربيت معلم و آموزش ضمن خدمت فرهنگيان تهران ، با قلم شيوا و تواناي خود کتابهاي گوناگوني در زيمه هاي ادبيات ، عربي ، تاريخ و روانشناسي تاليف کرده اند که بالغ بر 23 جلد است ، درسال 1370يکي از آثار ايشان که بوسيله يکي از ناشران به چاپ رسيده بود ، کتاب برتر سال شناخته شد ، ايشان به زبانهاي عربي و انگليسي تسلط دارند و نه تنها درنطق و سخنراني ، فصيح و بليغ اند ، بلکه درتاليف کتاب نيز دستي توانا و شيوه هاي نو و تازه دارند که مورد توجه خاص و عام مي باشد ، کتابهاي ايشان علاقمندان بسيار دارد و خوانندگان آثار ماندگار ايشان تمام اقشار جامعه بويژه نسل جوان و دانشجويان عزيز مي باشند .
با اين توضيح استاد ، محبت فرموده و ديوان لسان الغيب را مجدداٌ بررسي و تصحيح نموده و با مقدمه محققانه واستادانه به همراه تفال و شرح لغات و ابيات مشکل و انتخاب بعضي از ابيات جهت ترجمه به زبان انگليسي و تعيين بحور عروضي و اوزان غزلها ، ديواني ماندگار و جامع و کامل دريک مجلد به دست چاپ سپرده اند و تقديم عاشقان خواجه شيراز نموده اند که بسيار مغتنم و ارزشمند است .
اينجانب بسيار خرسندم که چاپ آنرابعهده دارم و ازخداوند مي خواهم که توفيق چاپ ساير آثار پر ارزش ايشان را نصيبم فرمايد .

ناشر
تهران – پاييز
1381
 



مطالب مرتبط :
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
سخن حق

برچسبها : سخن - ناشر - publisher - words - sokhane - nasher
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 اسفند 1387 ساعت 12:20
امشب از زلفت - اي زشرم عارضت گل کرده خوي - غزل 501 | ی
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
اي زشرم عارضت گل کرده خوي ژاله بر لاله است يا برگل گلاب ميشد ا زچشم آن کمان ابرو و دل امشب از زلفت نخواهم داشت دست چون بين عامر بسي مجنون شوند ني دمي لب بر لب مطرب نهاد چنگ را بر دست مطرب نه دمي عود بر آتش نه و منقل بسوز آنکه بهر جرعه اي جان مي دهد ب تو زين پس اگر فلک خواري کند خسرو افاق بخش آن کر سخاش جام مي پيش آرو چون حافظ مخور                     بر عرق پيش عقيقت جام مي يا بر آتش آب يا بر روت خوي از پي اش مي رفت و گم مي کرد پي رو موذن بانگ مي زن گو که حي گر برون آيد شبي ليلي زحي چنگ را در زير ناخن کرد پي گو رگش بخراش و بخروشش زپي غم مدار از شدت سرماي دي جامه زو بستان و جامي ده به وي باز گو در حضرت داراي ري نامه حاتم زنامش گشت طي غم که جم کي بود يا کاووس کي                  

 توضيحات:
معني بيت 1( اي جانان گل از شرم صورتت غرق عرق شده بهمين جهت است که عرق گل گلاب مي شود ) معني بيت 2( ااي بر روي لاله قطره شبنم نشسته يا بر روي گل گلاب آيا آب بر آتش ريخته و يا اينکه قطرات عرق است که بر رويت نشسته است ) معني بيت 3( آن کمان ابروي از چشم غايب م يشد ولي دل من به دنبال او مي رفت و اثر پايش را محو ميکرد تا کسي نفهمد کجا مي رود ) بني عامر ( نام مجنون ) مطرب ( نوازنده ) نه ( بگذرا ) دمي ( لحظه اي) معني بيت 7( يک دقيقه چنگ ا به دست مطب بده و به او بگو که رگش ر ا بخراش و کوکش کن و نبزن و آن وقت به دنبالش آواز بخوان ) معني بيت 8( عود معطر را بر آتش بگذار و منقل را روشن کن و از شدت سرماي زسمتان غثه مخور = عود ايهام دارد ) فلک خواري ند ( روزگار به تو ستم کند 9 حضرت داراي ري ( حضرت حاکم ري )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
تاج خورشيـــــد - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است - غزل 31
پرده سماع - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست - غزل 30
عاشق ديرينه - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - غزل 26
دولت بيدار - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت - غزل 81
کوي خرابات - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است - غزل 46
کرام الکاتبين - خم زلف تو دام کفر و دین است - غزل 55
نسيم صبحگاهي - به ملازمان سلطان که رساند این دعا را - غزل 6
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
خون شقايق - حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت - غزل 87
به زغم مدعيان - حال دل با تو گفتنم هوس است - غزل 42
برلب بحر فنا - حاصل کارگه و مکان این همه نیست - غزل 74

برچسبها : امشب - ززلفت - زلفت - زشرم - عارضت - کرده - خوی - sharm - aarezat - gol - kardeh - khooiy - غزل - 501
نوشته شده توسط حافظ شناس در چهارشنبه 15 آبان 1387 ساعت 01:00
ابروی ماه سیمایی | ی
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی زمام دل به کسی داده ام من درویش سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت زهی خیال که منشور عشقبازی من مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ کشند فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب مرا که از رخ او ماه در شبستان است درر ز شوق بر آرند ماهیان به نثار                     خیال سبز خطی نقش بسته ام جایی که نیستش به کس از تاج و تخت پروایی در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی از آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی بیا ببین که که را می کند تماشایی که می رویم به داغ بلند بالایی عجب مدار سری اوفتاده در پایی که حیف باشد از او غیر او تمنایی کجا بود به فروغ ستاره پروایی اگر سفینه حافظ رسد به دریایی                  

 توضيحات:
معني بيت 1( ابروي ماهي زيبا چهره را نشان کرده ام و چهره خيابي محبوبي را که خط سبز بر چهره دارد در دل خود نقش بسته ام ) زمام دل ( اختيار دل ) سرم زدست بشد ( اختيار سر را از دست دادم ) شد ( رفت ) منشور ( فرمان ) معني بيت 40 اميدوارم که دستور عشق ا زابوي کماني محبوب به امضاي او مزين شود و عشق ما بپذيرد ) مکدر ( گرفته ) کرا مي کند ( کرا کردن = ارزش داشتن ) روز واقعه ( روز مرگ ) تابوت زسرو ( تابوتي که از چوب سرو مي سازند ) داغ ( عشق ) معني بيت 7( آنجا که خوبرويان شمشير ناز و کرشمه را در مي آورند جاي تعجب نمي باشد که سرعاشقي سپر معشوق گردد ) معني بيت 8( هجران و وصال در برابر خرسندي و رضايت محبوب ارزش ندارد زيار دريغ ندراد زيرا دريغ است که ازدوست جز دوست چيزي بخواهي ) معني بيت 90 من که از چهره معشوق در شبستان خانه ام ماهي روشن دارم کجا به نور ستاره اي اعتنا کنم )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
هلال ابروي يار
ابروی یار
ماه مجلس
ماه من

برچسبها : ابروی - ماه - سیمایی
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 11:47
لب خندان قدح | ی
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
بیا با ما مورز این کنیه داری نصیحت گوش کن کاین در بسی به به فریاد خمار مفلسان رس ولیکن کی نمایی رخ به رندان بد رندان نگو ای شیخ و هش دار نمی ترسی ز آه آتشینم ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ                     که حق صحبت دیرینه داری از آن گوهر که در گنجینه داری خدا را گر می دوشینه داری تو کز خورشید و مه آیینه داری که با مهر خدایی کینه داری تو دانی خرقه پشمینه داری به قرآنی که اندر سینه داری                  

 توضيحات:
معني بيت 1( اي محبوب بيا و با ما اين گونه دشمني مکن زيرا ما با تو حق دوستي و هم صحبتي ديرين درايم ) معني بيت 30 در وفاداري ثابت قدم باش و محض رضاي خدا خماري مفلسان را درمان کن اگر از شراب ديشب هنوز در شيشه باقي است ) معني بيت 4( تو به عاشقان يکرنگ و آزاده چهره نشان نمي دهي اگر چه ماه و خورشيد آيينه گردان صورت زيباي تو هستند و آنها را آيينه خود کرده اي ) معني بيت 5( اي شيخ بدگويي مردان حق و معرفت را مکن زيرا بد گفتن تو با محبت پروردگار تعارض دارد زيرا تقدير هر کسي چيزي است ) معني بيت 6( اي شيخ از آه جانسوز من نمي ترسي با اينکه مي داني لباط تو پشمينه و آتشگير است )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
دل خونين لب خندان
مي بوسم لب جام
لب بگشا

برچسبها : خندان - قدح - لب
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 11:45
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: 1  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  [23]  [24]  [25]  [26]  [27]  [28]  [29]  [30]  [31]  [32]  [33]  [34]  [35]  [36]  [37]  [38]  [39]  [40]  [41]  [42]  [43]  [44]  [45]  [46]  [47]  [48]  [49]  [50]  [51]  [52]  [53]  [54]  [55]  [56]  [57]  [58]  [59]  [60]  [61]  [62]  [63]  [64]  [65]  [66]  [67]  [68]  [69]  [70]  [71]  [72]  [73]  [74]  [75]  [76]  [77]  [78]  [79]  [80]  [81]  [82]  [83]  [84]  [85]  [86]  [87]  [88]  [89]  [90]  [91]  [92]  [93]  [94]  [95]  [96]  [97]  [98]  [99]  [100]  [101]  [102]  [103]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي