CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
پرده سماع - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست - غزل 30 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست                     راه هزار چاره گر از چار سو ببست بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست بر اهل وجد و حال در های و هو ببست احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست                  

 توضيحات :
زلف (مو ) تاره (رشته ) وجد ( شيفتگي ) احرام (پوشيدن لباس حج ) بوي (اميد ) شيدا (عاشق )خم (خمره ) معني بيت 1( زلف جانان هزاره دل را به يک تارموي خود گرفتار کرد و راه هزار چاره گر را از هرجانب بست ) معني بيت 2( گيسوي تو گره يکنافه از نافه هاي مشکين خوند را باز کرد اما در آرزوي عاشق را که وصال است بست و عاشق راناکام گذاشت ) معني بيت 3( براي آن عاشق ديوانه شدم که نگار من چونماه هلال نو خود را نشان داد و عرض جمال کرد و لي فوري پنهانشد) معني بيت 4( ساقي ازل شراب و مي را به چند رنگ در پياله ريخت و صورتهاي گوناگون به کمال و جما لآفريد خوب نگاه کن که از ميناي آفرينش چه شکلهاي تازه اي پديد آمد) معني بيت 5( خداوندا کوزه شراب چون درحق باده سخن چيني کرد به کيفر اين گناه صراحي با بانگ قلقلش خون خم درگلويش گير کرد .


نتیجه تفال به فارسی مشتمل بر دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی ...
Tafaol Result in english included Reading by Master Mosavi Garma Rodi ...
Natije Tafaol be Finglish Moshtamel bar gherate gazal tavasiote ostad Mosavi Garma Rodi ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
لاف عشــــق - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست - be jane khajeo haghe ghadimo ahde dorost - غزل 28
آتش در ارغوان - خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - غزل 16
سبکباران ساحلها - الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها - غزل 1
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
ساقيان بزم - ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما - غزل 12
وادي ايمن - ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست - غزل 19
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
خانه عقل - سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت - غزل 17
بارگاه استغنا - شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست - Shekofte shod ghole hamra va gasht bolbol mast - غزل 25
عاشق ديرينه - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - zolfe ashofte va khoye karde o khandan labo mast - غزل 26

برچسبها : پرده - سماع - زلفت - هزار - یکی - تار - ببست - zolfat - hezar - del - yeki - tare - bebast - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:51
عاشق ديرينه - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - غزل 26 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان سر فرا گوش من آورد به آواز حزین عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم خنده جام می و زلف گره گیر نگار                     پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست کافر عشق بود گر نشود باده پرست که ندادند جز این تحفه به ما روز الست اگر از خمر بهشت است وگر باده مست ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست                  

توضيحات :
خوي (عرق ) خوي کرده (عرق کرده ) صراحي (وزه شراب ) عربده جوي (جنگ جو = ستيزه جو ) افسوس کنان (مسخره کردن ) آواز حزين (آواي نرم و شور انگيز ) باده شبگير (شراب سحرگاهي ) روز الس (روز ازل ) خمر ( باده انگور ) باده مست (شارب بسيار مست ننده ) خنده جام مي ( روشني شراب رجام ) گره گير ( پيچ موي ) آشفته ( پريشان ) دوش (ديشب ) خرده گير (ايرادگير ) معني بيت 4( اگر عارفي از دست محبوب سحرگاهي باده بخورد اگر هوادار و دلباخته شراب نگردد وي را به مذهب عشق ناسپاس شمارند معني بيت 5( برو اي زاهد خشک مقدس به باده نوشان خرده مگير زيرا در روز ازل به ما هديه اي غيز از اين ندادند معني بيت 6( هرچه محبوب به پيمانه ما ريخت باکمال ميل نوشيديم خواه شراب بهشت بود با شراب مست کننده بلکه خود عين مستي است چه مباح و چه غيرمباح با جانان مخالفتي نکرديم


نتیجه تفال به فارسی مشتمل بر دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی ...
Tafaol Result in english included Reading by Master Mosavi Garma Rodi
Natije Tafaol be Finglish Moshtamel bar gherate gazal tavasiote ostad Mos


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
بارگاه استغنا - شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست - Shekofte shod ghole hamra va gasht bolbol mast - غزل 25
چمن آراي جهان - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - matlabe taat va peyman va salah az mane mast - غزل 24
شمع آفتاب - صلاح کار کجا و من خراب کجا - غزل 2
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
بخت پريشان - Bakhte Parishan - خیال روی تو در هر طریق همره ماست - khiyale roye to dar har tarigh hamrah mast - غزل 23
سبکباران ساحلها - الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها - غزل 1
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
محبان باده پيما - صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را - غزل 4
سينه نالان - ساقیا برخیز و درده جام را - غزل 8
وادي ايمن - ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست - غزل 19
مست باده ازل
پرده سماع - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست - غزل 30
بلبل عاشق
زلف خاتون
نسيم زلف
دل خونين لب خندان
لب خندان قدح

برچسبها : عاشق - دیرینه - زلف - آشفته - خوی - کرده - خندان - مست - zolfe - ashofte - khoye - karde - khandan - labo - mast - غزل - دیرینه
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:47
طالع همايونست - ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است - غزل 54 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است به یاد لعل تو و چشم مست میگونت ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو حکایت لب شیرین کلام فرهاد است دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز چگونه شاد شود اندرون غمگینم ز بیخودی طلب یار می​کند حافظ                     ببین که در طلبت حال مردمان چون است ز جام غم می لعلی که می​خورم خون است اگر طلوع کند طالعم همایون است شکنج طره لیلی مقام مجنون است سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است که رنج خاطرم از جور دور گردون است کنار دامن من همچو رود جیحون است به اختیار که از اختیار بیرون است چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است                  

توضيحات :
مردم چشم ( مردم چشم ) نشسته درخون (غرق درخون ) چون( قيد پرسش = چگونه ) لعل (استعاره از لب جانان ) مسگون ( شراب سرخ ) شکنج ( چين و شکن زلف ) طره (موي پيشاني ) دلم بجو ( تفقدکن = مهرباني کن ) چنگ( پنجه = انگشت ) اندرون(قلب ) رودعزير ( فرزند عزيز ) رود – رود (جناس تام ) قارون (گنج قارون ) معني بيت 4( فرهاد پيوسته از لب قندشيرين يادمي کندو قرارگاه دل ديوانهنجنون در خم و شکن گيسوي ليلي است ) معني بيت 7( از آن زماني ه فرزند عزيز من درگذشتازشدت اشک کنار دامن واطرافم مانند رود جيحون پر آب است)




لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
طالع خويش - لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است - غزل 51
خون رزان - روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست - غزل 20
تاج خورشيـــــد - آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است - غزل 31
مسند خورشيد - منم که گوشه میخانه خانقاه من است - غزل 53
مه نو پيدا - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست - غزل 27
گوشه نشينان - کنون که بر کف گل جام باده صاف است - غزل 44
موسوم ورع - اگر چه باده فرح بخش و باد گل ​بیز است - غزل 41
لاف عشــــق - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست - غزل 28
ازکران تا به کران - روضه خلد برین خلوت درویشان است - غزل 49
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
خفته بر سنجاب - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب - غزل 14
عظم رميم - تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست - غزل 36
مست باده ازل - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است - غزل 45
اندر خم جانان - المنه لله که در میکده باز است - غزل 40
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
چه حاجت - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است - غزل 33
خانه عقل - سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت - غزل 17
کوي خرابات - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است - غزل 46

برچسبها : طالع - همایون - همایونست - گریه - مردم - چشمم - نشسته - خون - است - غزل - tale - homayoonst - grieh - mrdm - cheshmm - neshasteh - dar - khoon - ast - همایونست
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:45
شطرنج رندان - زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست - غزل 71 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است صاحب دیوان ما گویی نمی​داند حساب هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست                     در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست ور نه تشریف تو بر بالای کـس کوتاه نیست ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست عاشق دردی کش اندربند مال و جاه نیست                  

توضيحات :
اکراه (ناخوش = کراهت ) بيدق (پياده شطرنج ) سقف بلند (آسمان ) طغر (نشاني ه برفرمان و سکه پادشاهان مي گذارند ) تشريف (بزرگ گردانيدن )دردي ش ( باده نوش کهنکار ) ظاهر پرست ( ظاهر ساز ) طريقت (سلوک ) عرصه (ميدان) ساده (بي نقش ) يارب (عجبا ) نشان (آرايه ابهام دارد ) صاحب ديوان (وزير اعظم ) ناساز (نامتناسب ) معني بيت 3( تا بينيم که چه بازي و نقشي پديدمي آيدما اينک پياده شطرنج را بر روي صفحه پيش مي بريم زيرا درشطرنج بازي با قلندران شاه مجال و فرصت تاخت و تاز ندارد معني بيت 5( عجبا اين چه بي نيازي و اين چه حکمت است که اين همه زخمهاي نهاني باشد اما فصت آه و فرياد نباشد ) معني بيت 6( رئيس ديان ما گويي رسم حساب و شمارش را فراموش کرده باشد زيرا بر بلاي فرمان صدقه اي که صادر کرده نشان حسبته الله وجود ندارد ) معني بيت 8( هرکاستي که باشد به علت اندام نا متعادل ماست و گرنه خلعت تو بر قامت هر زيبنده اي برازنده است ) معني بيت 10( غلام پير ميخانه ام که لطف و محبت او دايمي است و گرنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست .



لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
به زغم مدعيان - حال دل با تو گفتنم هوس است - غزل 42
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
ازکران تا به کران - روضه خلد برین خلوت درویشان است - غزل 49
ذکر جميل - کـس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست - غزل 69
دل سرگشته - مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست - غزل 70
غزل ماه من - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
چمن آراي جهان - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - غزل 24
حلاج بر سردار - هر نکته​ای که گفتم در وصف آن شمایل - غزل 307
جانانه کيست ؟ - یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست - غزل 67
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
ناله شبهاي بيداران - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است - غزل 43
جان برافشانم - صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست - غزل 61
پرده دار حريم - دل سراپرده محبت اوست - غزل 56

برچسبها : شطرنج - رندان - زاهد - ظاهرپرست - حال - آگاه - نیست - غزل - zahd - zahrprst - hal - agaeh - nist
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:43
راه بي نهايت | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
زان یار دلنوازم شکریست با شکایتبی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمرندان تشنه لب را آبی نمی​دهد کسدر زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جاچشمت به غمزه ما را خون خورد و می​پسندیدر این شب سیاهم گم گشت راه مقصوداز هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزودای آفتاب خوبان می​جوشد اندرونماین راه را نهایت صورت کجا توان بستهر چند بردی آبم روی از درت نتابمعشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایتیا رب مباد کـس را مخدوم بی عنایتگویی ولی شناسان رفتند از این ولایتسرها بریده بینی بی جرم و بی جنایتجانا روا نباشد خون ریز را حمایتاز گوشه​ای برون آی ای کوکب هدایتزنهار از این بیابان وین راه بی​نهایتیک ساعتم بگنجان در سایه عنایتکش صد هزار منزل بیش است در بدایتجور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایتقرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

 توضيحات :
نکته دان عشق (کسي که از رموز عشق آگاهي دارد 9 منت (سپاس ) مخدوم (آقا سرور ) رندان تشنه لب (مردانخدا – اوليا ) ولي شناسان(ساني که مقام اولياي خدا رامي دانند ) بردي آيبم (آبرويم را بردي ) حبيب (معشوق ) مدعي (دشمن = تضاد ) رعايت(نوازش ) مپيچ ( ابهام دارد= سربه سر مگذار = عاشق مشو ) عمزه چشم (عشوه چشم – قاتل ) خونريز (قاتل – غمزه چشم ) کوکب (ساره قطبي = استعاره از مرشد) آفتاب خوبان(مجاز ازمعشوق باسايه آرايه پارادکس ) منزل ( مشکل ) بدايت ( آغاز ) معني بيت 9(اي مهر درخشان نيکو روياندلم از تاب جدايي مي سورد توجهي به من کن و مرا ساعتي درسايه لطف خود پناه ده ) معني بيت 11( اگرچه مانند حافظ قرآن کريم را با چهارده روايت قاريان متعدد بخواني باز هم عشق به حق بايد به فرياد تو برسد و ازتو دستگيري گند .


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : راه - نهایت - بینهایت
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:41
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  [5]  [6]  [7]  [8]  [9]  [10]  [11]  [12]  [13]  [14]  [15]  [16]  [17]  [18]  [19]  [20]  [21]  [22]  [23]  [24]  [25]  [26]  [27]  [28]  [29]  [30]  [31]  [32]  [33]  [34]  [35]  [36]  [37]  [38]  [39]  [40]  [41]  [42]  [43]  [44]  [45]  [46]  [47]  [48]  [49]  [50]  [51]  [52]  [53]  [54]  [55]  [56]  [57]  [58]  [59]  [60]  [61]  [62]  [63]  [64]  [65]  [66]  [67]  [68]  [69]  [70]  [71]  [72]  [73]  [74]  [75]  [76]  [77]  [78]  [79]  [80]  [81]  [82]  [83]  [84]  [85]  [86]  [87]  [88]  89  [90]  [91]  [92]  [93]  [94]  [95]  [96]  [97]  [98]  [99]  [100]  [101]  [102]  [103]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي