CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نتیجه جستجو برای حال ( تعداد نتایج 3 )
حال خونين دلان | ز
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
حال خونین دلان که گوید بازشرمش از چشم می پرستان بادجز فلاطون خم نشین شرابهر که چون لاله کاسه گردان شدنگشاید دلم چو غنچه اگربس که در پرده چنگ گفت سخنگرد بیت الحرام خم حافظ و از فلک خون خم که جوید بازنرگس مست اگر بروید بازسر حکمت به ما که گوید باززین جفا رخ به خون بشوید بازساغری از لبش نبوید بازببرش موی تا نموید بازگر نمیرد به سر بپوید باز

توضيحات :
خونين دلان ( عاشقان ) باز ( قيد = مجدداً ) کاسه گردان ( گدا ) پرده چنگ ( نعمه موسيقي ) موي ( در اينجا تارهاي سيمي چنگ ) ببرش ( پاره کند )فلاطون خم نشين ( افلاطون که مقيم خم بود = تشبيه ) سرحکمت ( راز حقيقت فلسفه هر چيز ) بيت الحرام خم ( حريم ميخانه ) معني بيت1( چه کسي از حال عاشقان جگر خون خبر مي دهد و از ستم گردون که خم را شکست خونخواهي مي کند ) معني بيت 2( نرگس مست اگر دوباره برويد ا زچشم مي پرستان شرمش باد ) معني بيت 3( هرکس مانند لاله کاسه گدايي بر دست گيرد سرانجام از اين ستم که بر عزت نفس خود روا داشته است چهره خود را به خون رنگين خواهد کرد ) معني بيت 4( چنگ در پرده هاي خود زد و راز دل ما را فاش کرد اکنون تارهاي ابريشمين چنگ را پاره کن تا ديگر ناله نکند و خاموش شود تاراز عشق ما فاش نشود )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : حال - خونین - دلان
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 11 آبان 1387 ساعت 08:22
شطرنج رندان - زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست - غزل 71 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است صاحب دیوان ما گویی نمی​داند حساب هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو بر در میخانه رفتن کار یک رنگان بود هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست                     در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست کاندر این طغرا نشان حسبه لله نیست کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست ور نه تشریف تو بر بالای کـس کوتاه نیست ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست عاشق دردی کش اندربند مال و جاه نیست                  

توضيحات :
اکراه (ناخوش = کراهت ) بيدق (پياده شطرنج ) سقف بلند (آسمان ) طغر (نشاني ه برفرمان و سکه پادشاهان مي گذارند ) تشريف (بزرگ گردانيدن )دردي ش ( باده نوش کهنکار ) ظاهر پرست ( ظاهر ساز ) طريقت (سلوک ) عرصه (ميدان) ساده (بي نقش ) يارب (عجبا ) نشان (آرايه ابهام دارد ) صاحب ديوان (وزير اعظم ) ناساز (نامتناسب ) معني بيت 3( تا بينيم که چه بازي و نقشي پديدمي آيدما اينک پياده شطرنج را بر روي صفحه پيش مي بريم زيرا درشطرنج بازي با قلندران شاه مجال و فرصت تاخت و تاز ندارد معني بيت 5( عجبا اين چه بي نيازي و اين چه حکمت است که اين همه زخمهاي نهاني باشد اما فصت آه و فرياد نباشد ) معني بيت 6( رئيس ديان ما گويي رسم حساب و شمارش را فراموش کرده باشد زيرا بر بلاي فرمان صدقه اي که صادر کرده نشان حسبته الله وجود ندارد ) معني بيت 8( هرکاستي که باشد به علت اندام نا متعادل ماست و گرنه خلعت تو بر قامت هر زيبنده اي برازنده است ) معني بيت 10( غلام پير ميخانه ام که لطف و محبت او دايمي است و گرنه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست .



لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
به زغم مدعيان - حال دل با تو گفتنم هوس است - غزل 42
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
ازکران تا به کران - روضه خلد برین خلوت درویشان است - غزل 49
ذکر جميل - کـس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست - غزل 69
دل سرگشته - مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست - غزل 70
غزل ماه من - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
چمن آراي جهان - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - غزل 24
حلاج بر سردار - هر نکته​ای که گفتم در وصف آن شمایل - غزل 307
جانانه کيست ؟ - یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست - غزل 67
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
ناله شبهاي بيداران - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است - غزل 43
جان برافشانم - صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست - غزل 61
پرده دار حريم - دل سراپرده محبت اوست - غزل 56

برچسبها : شطرنج - رندان - زاهد - ظاهرپرست - حال - آگاه - نیست - غزل - zahd - zahrprst - hal - agaeh - nist
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 22:43
به زغم مدعيان - حال دل با تو گفتنم هوس است - غزل 42 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
حال دل با تو گفتنم هوس است طمع خام بین که قصه فاش شب قدری چنین عزیز و شریف وه که دردانه​ای چنین نازک ای صبا امشبم مدد فرمای از برای شرف به نوک مژه همچو حافظ به رغم مدعیان                     خبر دل شنفتنم هوس است از رقیبان نهفتنم هوس است با تو تا روز خفتنم هوس است در شب تار سفتنم هوس است که سحرگه شکفتنم هوس است خاک راه تو رفتنم هوس است شعر رندانه گفتنم هوس است                  

توضيحات :
شب قدر (کنايه از شب وصال ) شنفتن (شنيدن ) طمع خام (حرص و آز بدون پيدا و نپخته ) مژه (مژگان ) هوس (ميل داشتن ) دردانه (معشوق – محبوب ) رفتن (جاروب کردن ) برغم (برخلاف ) معني بيت 1( آرزو دارم که ازحال دل خود با تو سخن گويم و از گرفتاريش درخم گيسوي تو خبر گيرم ) معني بيت 2( خام طمعي را نگاه کن که تا چه اندازه است که هوس مي کنم قصه مشهور يعني داستان عشق و محبت جانان را از رقيبان پنهان کنم ) معني بيت 4( عجبا که دلم مرواريدي چنين ظريف و نازک به رشته خواهد کشيد و با تو تاشب به سر برم و اين تنها آرزوي من است ) معني بيت 5( اي نسيم بهاري ، ياري کن که سحرگاه با دل تنگ چون غنچه آرزوي شکفتن با دم شادي بخش تو دارم )= (کمک کن يک غزل لطيف بگويم تابراي سخن شناسان بخوانم )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
آستان پير مغان - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است - baghe mara che hajate savo senobar ast - غزل 39
سخن اهل دل - چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست - غزل 22
خانه عقل - سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت - غزل 17
خفته بر سنجاب - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب - غزل 14
حلاج بر سردار - هر نکته​ای که گفتم در وصف آن شمایل - Har noktee ke goftam dar vasfe on shamayel
اساس هستي - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست - غزل 35
چه حاجت - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است - غزل 33
بخت پريشان - خیال روی تو در هر طریق همره ماست - غزل 23
عاشق ديرينه - زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست - غزل 26
عيش کوش و مستي - دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را - غزل 5
موسوم ورع - اگر چه باده فرح بخش و باد گل ​بیز است - agarche badeh farahbakhsho bad golbiz ast - غزل 41
سيل دمادم - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است - غزل 29
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
هجران - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست - غزل 38
نسيم وصال - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست - غزل 32
مست باده ازل - در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است - غزل 45
پرده سماع - زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست - غزل 30
طالع خويش - لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است - غزل 51

برچسبها : زغم - مدعیان - حال - گفتنم - هوس - است - hal - del - goftam - havas - ast - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 ساعت 16:11
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات:
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي