CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نتیجه جستجو برای پیر ( تعداد نتایج 5 )
پير مي فروش | د
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
دی پیر می فروش که ذکرش به خیر بادگفتم به باد می​دهدم باده نام و ننگسود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستبادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچحافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یادگفتا قبول کن سخن و هر چه باد باداز بهر این معامله غمگین مباش و شاددر معرضی که تخت سلیمان رود به بادکوته کنیم قصه که عمرت دراز باد

توضيحات :
ذکرش بخير باد ( يادش به نيکي باشد ) نام و ننگ ( آبرو ) معرض ( جايگاه عرضه ) کوت9 کنيم ( کوتاه و مختصر کنيم ) مايه ( سرمايه ) هيچ (در اين شعر يعني دنياي فاني است ) باد ( ايهام دارد يعني ازسدت دادن ) نيش ( نيش زنبور) تدبير(چاره ) ملامت ( کسابت سرزنش ) باد ( فعل دعايي ) معني بيت 1( ديروز پير مي فروش که يادش به خير گفت شراب بنوش و غم را فراموش کن ) معني بيت 2(به پير مي فروش گفتم آخر باده آبرويم را مي برد و رسوايم مي کند درجواب گفت تو کاري به اين کارها نداشته باش و حرف مرا گوش کن هرچه پيش آيد خوش آيد ) معني بيت 3( زندگي اين دنيا چندان ارزشي ندارد از سود آن شاد مباش و از زيان آن ناراحت مشو زيرا سرمايه و سود و زبانش همه برباد م يرود ) معني بيت 4( جايي که تخت فرمانروايي حضرت سليمان به با مي رود تو اگر به زندگي بي حاصل دل بسته باشي چيزي جز باد در دست نخواهي داشت ).


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : پیر - فروش
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 27 مهر 1387 ساعت 06:21
نظر پير مغان | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
نظر پير مغان موجب عيش و طربستسر ارباب کرم درقدم او اولي استقصه جنت و آوازه بيت المعمورخاطر عاطر ما باده لعلي طلبددرازل بر سر هرکس قلمي رفت خموشگنج بي مار ميسر نشود قصه مخوانگوهر پاک بود جوهر حشمت ليکن روضه ميکده را آب و هوايي عجب استغير از اين شرح و بان جرات ترک ادب استشرحي از جلوه خمخانه بنت العنب استمس اندر طلب نقره و جذب ذهب استکعبه و بتکده و جنت و دوزخ سبب استدولت مصطفوي را لهب و بولهب استبه عمل کوش که حشمت نه به اصل و نسب است

توضيحات :
عيش ( زندگي = شادي ) طرب (شادي ) ارباب کرم ( اصحاب سخاوت ) جنت ( بهشت ) بيت امعمور ( خانه زيبايي که قبل از طوفان نوح درمکه بود ه است ) بنت العنب ( کنايه ا زشراب ) عاطر ( عطر = بوي خوش ) ممسک ( خسيس ) معني بيت 1( نظر و التفات پير مغان مو جب خوشحالي مي گرددو باغ ميکده عجب آب و هواي خوبي دارد ) معني بيت 2( خيلي بجا و سزاوار است که سر ارباب کرم و بخشش درقدم جانان مي باشد و هر شرحي و بياني غير از اين جرات مي خواهد که ترک ادب است) معني بيت 6( خواجه به طريق خطاب گويد گنج بدون مار ميس نمي شود افسانه مگو نمي بيني نبوت حضرت محمد ( ص) با آزار بولهب همراه بود )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : نظر - پیر - مغان
نوشته شده توسط حافظ شناس در یکشنبه 21 مهر 1387 ساعت 22:58
هول قيامت - شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت - غزل 88 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
شنیده​ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر نشان یار سفرکرده از که پرسم باز فغان که آن مه نامهربان مهرگسل من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب غم کهن به می سالخورده دفع کنید گره به باد مزن گر چه بر مراد رود به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل که گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز                     فراق یار نه آن می​کند که بتوان گفت کنایتیست که از روزگار هجران گفت که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت که دل به درد تو خو کرد و ترک درمان گفت که تخم خوشدلی این است پیر دهقان گفت که این سخن به مثل باد با سلیمان گفت تو را که گفت که این زال ترک دستان گفت قبول کرد به جان هر سخن که جانان گفت من این نگفته​ام آن کـس که گفت بهتان گفت                  

توضيحات :
بريد (نامه بر= پيغام بر ) چه آسان (بسيار آسان) پير دهقان ( کشاورز پير ) زال پير ( استعاره از فلک گوژپشت ) هول (ترس ) تخم (سبب ) دشمن دوست ( دوستدار دشمن ) زال (پير ) دستان (مکر و حيله ) دم ( نفس ) بهتان ( تهمت ) معني بيت 2( داستان رو زقيامت که بر زبان واعظ شهر رفت سختي است مبهم از دشواري ايام فراب 9 معني بيت 5( از اين پس من ملازم مقام خشنودي خواهم بود و به جاب گله از ستم و ظلم رقيب به سپاس و تشکر زبان باز مي کنم چون دلمبه عاشقي و رنج آن خو گرفته واز ديمان چشم پوشيده است
معني بيت 6( به باد اعتماد مکن اگرچه بروفق مرادت بوزدزيرا او بي قرار و غير ثابت است و اين سخن را باد به طريق مثلف به حضرت سليمان گفت )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
ناله شبهاي بيداران - صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است - غزل 43
ياران طريقت - دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - غزل 10
دولت بيدار - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت - غزل 81
عيش کوش و مستي - دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را - غزل 5
نقش خيال - دارم امید عاطفتی از جانب دوست - غزل 59
حلقه زناز - بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت - غزل 77
گناه طالع - راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست - غزل 72
ذکر جميل - کـس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست - غزل 69
نسيم صبحگاهي - به ملازمان سلطان که رساند این دعا را - غزل 6
آتش در ارغوان - خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - غزل 16
دختر رز - ساقیا آمدن عید مبارک بادت - غزل 18
دولت بيدار - صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت - غزل 81
لاف سلطنت - کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت - غزل 79
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
خفته بر سنجاب - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب - غزل 14
پيک نامور - آن پیک نامور که رسید از دیار دوست - غزل 60
سيه چرده - آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست - غزل 57

برچسبها : هول - قیامت - شنیده‌ام - سخنی - خوش - پیر - کنعان - گفت - غزل - shenideh‌am - sokhani - khoosh - keh - pire - konaan - goft
نوشته شده توسط حافظ شناس در شنبه 06 مهر 1387 ساعت 23:09
آستان پير مغان - باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است - غزل 39 | ت
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه از آستان پیر مغان سر چرا کشیم یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو                     شمشاد خانه پرور ما از که کمتر است کت خون ما حلالتر از شیر مادر است تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است دولت در آن سرا و گشایش در آن در است کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است امروز تا چه گوید و بازش چه در سر است عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است تا آب ما که منبعش الله اکبر است با پادشه بگوی که روزی مقدر است کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر است                  

توضيحات :
باغ (خاطر – دل ) سايه پرور ( خانه پرور = يار ناز پرورده ) شمشاد خانه پرور (يار است قامت ) چه مذهب گرفته اي (چه راهي انتخاب کرده اي ) خود فروشي (غرور ) دي (ديروز ) روزه دار (روزه گير ) الله اکبر (کوهي درشيراز ) طرفه (عجيب ) کلک (قلم ) شهد (عسل ) دولت (بخت نيک) گشايش (رهايي دل از غم ) درسر شراب داشت (مست و بي قرار ) رخ هفت کشور (کنايه از کل جهان ) آب حضر (آب حيات 9 آب ما (اب چشمه رکن آباد شيراز ) معني بيت 1 (بوستان خاطر من نيازي به سرو و صنوبر ندارد زيرا شمشاد ناز پرورده ما قد زيبايش از هيچ بند بالايي کوتاهتر نيست ) معني بيت 3( هميمن که نشان اندوه را از دور ديد ي باده طلب کن که ما درد را شناخته ايم و درمان آن هم مسلم است که جز شراب نيست )


نتیجه تفال به فارسی مشتمل بر دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی ...
Tafaol Result in english included Reading by Master Mosavi Garma Rodi ...
Natije Tafaol be Finglish Moshtamel bar gherate gazal tavasiote ostad Mosavi Garma Rodi ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
مه نو پيدا - در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست - غزل 27
هجران - بی مهر رخت روز مرا نور نماندست - bi mehr rakht o rooze mara noor namandeast - غزل 38
چه حاجت - خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است - غزل 33
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
سيل دمادم - ما را ز خیال تو چه پروای شراب است - غزل 29
اساس هستي - برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست - غزل 35
سروش عالم غيبت - بیا که قصر امل سخت سست بنیادست - غزل 37
لاف عشــــق - به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست - غزل 28
نسيم وصال - خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست - غزل 32

برچسبها : آستان - پیر - مغان - باغ - مرا - حاجت - سرو - صنوبر - است - baghe - mara - che - hajate - savo - senobar - ast - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 17 اردیبهشت 1387 ساعت 15:30
ياران طريقت - دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما - غزل 10 | الف
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش                     چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما روی سوی خانه خمار دارد پیر ما کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل تقدیر ما عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر م آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما                  

توضيحات :
معني بيت 1 ديشب شيخ از مسجد به ميکده روي آورد و گفت هم مسلکان پس از اين چاره ما چيست ؟) معني بيت 2 (مريدي ديگر گفت : ما همراه و همسفر با راهنماي خود به ميکده عرفان رويخواهيم آورد زيرا سونوشت ما از روز اول اين چنين رقم خورده است ) معني بيت 3( مريدي گفت : ما هواداران از اين پس به جانب کعبه روي نتوانيم آورد زيرا شيخ ما به ميخانه روي آورده است معني بيت 4 (اگر عقل آگاه شود که دل ما درچين گيسوي يار چه حال خوشي دارد خردمندان هم به دنبال زنجير جنون ما ديوانگي را انتخاب مي کنند ) آيت (نشانه ) سوز سينه شبگير (آه آتشين و سوزش سحري سينه )


نتیجه تفال مشتمل دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی و یک تصنیف قدیمی رفتم در میخانه حبیبم - دستگاه نوا، غزل حافظ، آواز: استاد محمد رضا شجریان، پیانو: رامین ذوالفنون ...


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
سبکباران ساحلها - الا یا ایها الـساقی ادر کاسا و ناولـها - غزل 1
حديث مطرب و مي - اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را - غزل 3
شمع آفتاب - صلاح کار کجا و من خراب کجا - غزل 2
سينه نالان - ساقیا برخیز و درده جام را - غزل 8
بلبل خوش الحان - رونق عهد شباب است دگر بستان را - غزل 9
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
راز درون - صوفی بیا که آینه صافیست جام را - غزل 7

برچسبها : یاران - طریقت - دوش - مسجد - سوی - میخانه - آمد - پیر - غزل
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 12:20
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي