CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نتیجه جستجو برای چشم ( تعداد نتایج 11 )
شاه نشین چشم من | و
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان مهر رخت سرشت من خاک درت بهشت من دلق گدای عشق را گنج بود در آستین شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر دولت عشق بین که چون از سر فخر و افتخار خرقه زهد و جام می گرچه نه درخور هم اند خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن                     پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو قال و مقال عالمی می کشم از برای تو عشق تو سر نبشت من راحت من رضای تو زود به سلطنت رسد هر که بود گدای تو جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو گوشه تاج سلطنت می شکند گدای تو این همه نقش می زنم از جهت رضای تو حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو                  

توضيحات :
معني بيت 1( بنفشه ا زشدت حسادت موي عط آگين تو خود را پيچ و تاب مي دهد و خنده فرح افزاي تو پرده غنچه را پاره مي کند ) گل خوش نسيم ( گل خوش بو = محبوب زيبا ) بلبل خويش ار مسوز ( مرا که بلبل نغمه ساز تو هستم در آتش جفا مسوزان ) از سر صدق ( صادقانه ) ملول( آزرده ) مفهوم بيت 3( من نازک و نارنجي و سرگشته بخاطر عشق تو خرده گيري همه عالم را تحمل م يکنم ) سرشت ( نهاد ذات خمير مايه ( سرنبشت ( سرنوشت ) معني بيت 5( آستين پيراهن گداي عشق مخزن است پس هر کس گداي عشق تو باشد زود به پادشاهي مي رسد ) مفهوم بيت 6( از چشم و نظرم محو نمي شوي وهميشه جلوي چشم من نمايان هستي ) معني بيت 7( شور محبت و شراب عشق تو آن زمان ممکن است کم شود که من بميرم وسر پر اميد من خالک در گاه تو شود ) معني بيت 9( هر چند دلق زاهدانه و ساغر شراب با هم همسويي ندراند با اين همه اي محبوب براي خرسندي و رضاي تو آنچه د رتصور آيد انجام مي دهم )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
چشم مخمور
بیمار چشم تو

برچسبها : شاه - نشین - چشم
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 10:00
نور چشم | ن
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن پیران سخن ز تجربه گویند و گفتمت بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند در راه عشق وسوسه اهرمن بسی ست با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست ساقی که جامت از می صافی تهی مباد سرمست در قبای زر افشان چو بگذری                     چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن های ای پسر که پیر شوی پند گوش کن خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن همت درین عمل طلب از می فروش کن ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن چشم عنایتی به من درد نوش کن یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن                  

توضيحات :
معني بيت 1(اي عزيز و نورديده اب تو سخني دارم که بايد گوش کني وقتي که همه چيز تو مهياست اولاً خوش باش و شاد کام و به ديگران نيز کمک کن ) پير شوي ( عمر درازپيدا کردي کامروا شدي ) معني بيت 3( عشق بر پاي کسي که با عقل و خرد سورکار دارد زنجير محبت نمي بندد زيار عشق و معرفت حق با عقل سودجو همسنگ نيم باشد اگر مي خواهي زلف و گيسوي محبوب ار به دست آوري عقل و خرد را رها کن و عشق را ب ) معني بيت 4( تسبيح انداختن و لباط صوفيانه سرمستي از جام معرفت الهي به تو نيم بخشد بلکه توجه باطني وحقيقي رااز مرشد صاحبدل بخواه ) معني بيت 5( سا زو توشه خوشي نابود شد و شادي بر باد رفت اي چنگ ناله اي سربده واي دف ار فقدان شادي فريادي کن ) وسوسه ( فريب ) اهرمن ( شيطان ) سروش ( ندا دهنده غيبي ) درد نوش ( باده نوش قديمي) معني بيت 9( وقتي که سرخوش با لباس زربافته ازکار ما عبور مي ني به شکرانه اينحالت يک بوسه هم به حافظ نيازمند بده )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
چشم مخمور
سحر چشم یار
نور باده

برچسبها : نور - چشم
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 09:33
چشم پرخمار | ن
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن در چشم پرخمار تو پنهان فنون سحر ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری از دام زلف و دانه خال تو در جهان دایم به لطف طبع فلک از میان جان گرد لبت بنفشه از آن تازه و ترست حافظ طمع برید که بیند نظیر تو                     خال و خط تو مرکز لطف و مدار حسن در زلف بی قرار تو پیدا قرار حسن سروی نخاست چون قدت از جویبار حسن فرخ شد از لطافت تو روزگار حسن یک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن می پرورد به ناز ترا درکنار حسن که آب حیات می خورد از چشمه سار حسن دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن                  

توضيحات :
معني بيت 1( اي کسي که چهرهايت منظره زيباي ماه را به ياد مي آورد و بهار زيبايي جهان است خيال سياه چهره تو مرز دايره زيبايي وسبزه چهره تو محيط ان دايره مي باشد همه وجود تو لطيف وزيبايي است ) برج نيکويي ( برج آمسان زيبايي ) نخاست ( بلند نشد = قام نکرد ) مالحت ( زيبايي ) معني بتي 3( از آمسان زيبايي ماهي مانند تو طلوع نکرد و از جويبار حسن مانند قدر عناي تو سوي قايم نکرد ) معني بيت 4( زمان دلبري از ملاحت و زيبايي تو رونقگرفت و شاد شد و دوران خوبي و زيبايي از لطافت تو مبارک شد ) معني بيت 8( حافظ اميد ندارد که ديگر کسي به مانند جمال تو پيدا کند زيرا جز روي دلگشاي تو در سرزمين زيابيي چهره هاي وجود ندارد )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
چشم مخمور
تير چشم

برچسبها : چشم - پرخمار
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 09:31
مدهوش چشم مست | م
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
من دوستدار روی خوش و موی دلکشم در عاشقی گریز نباشد ز ساز و سوز من آدم بهشتی ام اما درین سفر بخت ار مدد دهد که کشم رخت ازین دیار شیراز معدن لب لعلست و کان حسن از بس که چشم مست در این شهر دیده ایم گفتی ز سر عهد ازل نکته ای بگو حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست                     مدهوش چشم مست و می صاف بیغشم استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم حالی اسیر عشق جوانان مهوشم گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم من جوهری مفلسم ایرا مشوشم حقا که می نمی خورم اکنون و سرخوشم آنگه بگویمت که دو پیمانه درکشم آیینه ای ندارم از آن آه می کشم                  

توضيحات :
دوستدار ( علاقه مند – عاشق ) مدهوش ( حيرن = اسم مفعول از دهش ) بيغش ( صاف خالص ) گزير ( چاره ) ساز و سوز ( سازش به همراه درد عشق ) استاده ام ( آماده ام = استوارم ) آتش ( استعاره ا زآتش عشق ) سفر ( دنيا ) مفهوم بيت 3( من اهل بهشت هستم ليکن در سير و سلوک گرفتار عشق شدم تا از عشق مجازي به عشق حقيقي و ازلي برسم ) ار ( اگر ) مدد ( کمک = ياري کند ) بخت ( طالع ) کشم رخت ( اسباب کشي کنم =رخت سفر بربندم ) مفهوم مصراع دوم بيت 4( حور و خدمه بهشت خدمتکار من مي شوند ) کان ( معدن ) ايرا ( از اين رو = حرف ربط مرکب ) لب لعل ( لب قرمز و زيبا ) کان حسن ( مرکز زيبايي ) من جوهري مفلسم ( من گوهر شناس تهيدست هستم ) مشوش ( پريشان خاطر ) حقا ( به حقيقت مي گويم = قيد تاکيد ) سرخوش ( مست ) معني بيت 7( گفتي از سر ازلي پروردگار در مورد عشق حرف بزن من زماني دربارهاين موردحرف مي زنم که دو پيمانه شراب عشق خورده باشم )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
چشم مخمور
هفت خانه چشم
مست باده ازل
غلام نرگس مست

برچسبها : مدهوش - چشم - مست
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 09:24
سحر چشم یار | م
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم نامـوس چند ساله اجداد نیک نام طاق و رواق مدرسه و قیل و قال علم هشیار و عاقلیم که بر دست و پای دل فرما اشارتی که دو چشم امیدوار هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده ایم تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز عمریست تا که ما به امید اشارتی در گوشه امید چو نظارگان ماه گفتی که حافظا دل سرگشته ات کجاست                     روی و ریای خلق به یکسو نهاده ایم در راه جام و ساقی مه رو نهاده ایم در راه جام و ساقی مه رو نهاده ایم زنجیر و بند از خم گیسو نهاده ایم بر گوشه های آن خم ابرو نهاده ایم هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده ایم بنیاد بر کرشمه جادو نهاده ایم چشمی بدان دو گوشه ابرو نهاده ایم چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده ایم در حلقه های آن خم گیسو نهاده ایم                  

توضيحات :
روي و ريا (خود نمايي تظاهر ) عمريست ( روزگار درازي است ) را ه غم ( راه غم عشق ) رو نهاده ايم ( گام برداشته ايم ) خلق ( مردم ) به يکسود نهاده ايم ( ترک ککرده ايم ) نامـوس ( آبرو ) مه رو ( زيبا روي معشوق ) زنجير و بند ( حبس گرفتاري ) قيل و قال ( بحث و گفتگو ) رواق ( محراب پيش خانه مدرسه ) اشارت ( توجه ) دو نرگس جادو ( چشم هوس انگيز يار ) دو سنبل هندو ( زلف سياه محبوب ) سحر چشم ( افسون ديده محبوب ) چه بازي کند ( چه نقش خواهدزد چه خواهد کرد ) بنياد ( اساس کار) کرشمه ( غمزه) گوشه ابرو ( گوشه کمان ابرو ) گوشه اميد ( گنج خانه اميدواري ) نظارگان ماه ( تماشاگران ماه ) چشم طلب ( چشم درخواست ) حافظا( اي حافظ منادا ) دل سرگشته ( دل عاشق )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
تير چشم
هفت خانه چشم
وقت سحر
يار ما
کوي يار

برچسبها : سحر - چشم - یار
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 09:01
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي