CloseMaximizeMinimize تبلیغات سیستم
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ - با تفسیر - استخاره - با معنی
دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ | مرتب بر اساس حروف آخر ابيات | Moratab bar asase horofe akhare abyat | Sorted based on the last verse Characters
تفال - Tafaol - به سه زبان - in Three languages - فارسی - finglish - English | مقدمه

قابل توجه علاقمندان به شعر حافظ لازم پيش از تفال مجدد :
1- پنج صلوات بفرستيد
2- سوره حمد را خلوص نيت بخواندي
3- بر شهداي اسلام صلوات بفرستيد
4- ضمن خلوص قلب نيت کنيد
5- از قبل صفحات زوج و فرد را درنظر بگيريد و آنگاه ديوان را بگشاييد.

1- Dispatch Five Salavat
2- Read Sura Hamd with Sincerity
3- Dispatch salavat for Quran martyrs
4- the purity of your intentions Heart
5- before even and odd pages, and then consider the open court.

لطفا دیدگاه ارزشمند خود در خصوص دیوان حافظ - Fale hafez - فال حافظ بفرمایید(مشاهده آرشیو سری اول و سری دوم و سری سوم )
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نتیجه جستجو برای خوبان ( تعداد نتایج 2 )
ای پادشه خوبان | ی
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دایم گل این بستان شاداب نمی ماند در شب گله زلفت با باد همی کردم صد باد صبا آنجا با سلسله می رقصند مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست ای درد توام درمان در بستر ناکامی در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست زین دایره مینا خونین جگرم می ده حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد                     دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی دریاب ضعیفان را در وقت توانایی گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی این است حریف ای دل تا باد نپیمایی کز دست بخواهد شد پایان شکیبایی رخساره به کس ننمود آن شاهد هر جایی شمشاد خرامان کن تا باغ بیارایی وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی کفر است درین مذهب خودبینی و خودرایی تا حل کنم این مشکل در ساغر مینایی شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی                  

توضيحات :
پادشه خوبان ( صفت محبوب ) داد ( فرياد 9 به جان آمد ( کا ردل به جان کندن انجاميد ) دايم (هميشه ) درياب ( به دادشان برس ) گله ( شکايت ) غلطي ( اشتباه فکر مي کني ) بگذر زين ( از اين انديشه نادرست در گذر ) سلسله ( زلفان يار ) حريف ( همراه همکار ) مفهوم بيت چهارم ( آرزوي لف جانان يک امر ناشدني است پس از آن خيال منصرف شو ) مشتاقي ( شوق شديد ) مهجوري ( هجران و حکمت او همه جا هست و لي کسي او را نمي تواند مشاهده کند ) شمشاد ( استعاره از قد يار ) خرامان کن ( به حرکت در آورد ) اي درد توام درمان ( اي جانان در بستري نامرادي درد عشق تو درمان من است ) دايره قسمت( دايره تقدير ) نقطه تسليم ( نقطه رضا و تسليم به قضا و قدر ) راي 0 انديشه ) رندي ( قلندري ) خود بيني ( خودرايي و غرور ) دايره مينا ( سپهر نيلگون ) ساغر مينايي ( حام شيشه اي لاجوردي ) عاشق شيدايي ( عاشق مجنون )


لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

برچسبها : پادشه - خوبان
نوشته شده توسط حافظ خوان در سه شنبه 14 آبان 1387 ساعت 10:27
خفته بر سنجاب - گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب - غزل 14 | ب
del.icio.us Digg Twitter Facebook Google MySpace Linkedin
گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند                     گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب                  

توضيحات :
ره گم کردن (ازخد اعتدال خارج شدن ) مگذر (ازمصدر گذشتن = عبورمکن ) بدار (بگير ) خانه پرورد (خانه پرور ) چه غم ( استفهام انکاري مانند مگر کوري يعني البته مي بيني ) اي (اي کسيکه = حرف ندا ) گرد ( اطراف ) مي نمايد (بهنظر مي رسد ) شبرنگ (به رنگ شب = سياهي ) سحرگاهان (الف و نون زمان ساز ) سنجاب شاهي (لتحاف از پوست سنجاب نرم ) خاره (سنگ خارا و سخت ) مهوش (مانند ماه زيبا ) مورخط (مور سبز رخسار ) معني بيت 1 ( گفتم اي پادشاه و حاکم سرزمين زيبايي براين عاشق بيچاره و آواره دور ا وطن ترحم کن گفت : عاشق آواره که به دنبال دل م يرود راه سلامتي وايمني را گم ميکند و به بلاي عشق گرفتار مي شود .


نتیجه تفال مشتمل دکلمه صوتی از این غزل با قرائت استاد موسوی گرما رودی ...



لطفا برای مشاهده نتیجه تفال اینجا کلیک کنید
Lotafan baraye moshahede natije tafaol inja click konid
Please click Here to View Results Hafez horoscope

مطالب مرتبط :
نسيم صبحگاهي - به ملازمان سلطان که رساند این دعا را - غزل 6
غزل ماه من - گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
نور باده - ساقی به نور باده برافروز جام ما - غزل 11
ساقيان بزم - ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما - غزل 12
مفتاح الابواب - می‌دمد صبح و کله بست سحاب - غزل 13
شمع آفتاب - صلاح کار کجا و من خراب کجا - غزل 2
محبان باده پيما - صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را - غزل 4
خون دل -گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم - غزل 324
بارگاه استغنا - شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست - غزل 25
چمن آراي جهان - مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست - غزل 24

برچسبها : خفته - سنجاب - گفتم - سلطان - خوبان - رحم - این - غریب - غزل - goftam - soltane - khoban - rahm - kon - bar - gharib
نوشته شده توسط حافظ شناس در سه شنبه 20 فروردین 1387 ساعت 13:38
تبلیغات - Tablighat - Advertise
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات:
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي