از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

باده پرستان - سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ - غزل 295 - 343

343- باده پرستان
سحر به بوی گلستان دمی شدم درباغ   که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
به چهره گل سوری نگاه می کردم           که بود در شب تیره به روشنی چوباغ
چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور   که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گشاده نرگس رعنا زحسرت آب از چشم   نهاده لاله ز سودابه جان ودل صد داغ
زبان کشدیه چو تیغی به سرزنش سوسن   دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
گهی چو باده پرستان صراحی اندر دست       گهی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان     که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ

توضیحات :
دماغ ( مغز سر ) سحر ( پگاه صبح زود ) دمی ( لحظه ) عالج ( درمان ) گل سوری ( گل سرخ ) فراغ ( آسایش در اینجا بی توجه ) بلاغ ( تبلیغ ) بیدل ( عاشق ) رعنا ( زیبا ) ایاغ ( پیاله شراب ) سودا ( سوز عشق )داغ ( نشان عشق ) ایغاغ ( کلمه ترکی یعنی سخن چین ) صراحی ( کوزه شراب ) معنی بیت 2( همین که وارد باغ شدم به چهره گل سرخ نگاه کردم دیدم که در تاریکی شب چون چراغ روشن ونورانی است ) معنی بیت 3( گل سرخ آن چنان به خوبی و جوانی خود مغرور بود که از درد و رنج بلبل عاشق به کلی بی توجه بود ) معنی بیت 5( سوسن برا اینکه سرزنش کند تیغ زبان کشید و شقایق هم مانند سوسن دهانش ا رهمچون مردم سخن چین باز کرده بود ) معنی بیت 6( گاهی سوسن مانند میگساران تنگ شراب در دست نگاه داشته اند وگاهی گل شقایق مانند ساقی بزم باده نوشان جام و پیاله بر دست و کف ایستاده است )

نتیجه تفال :
1-   بدان که این نیت عاقبتی دل انگیز و سرور آفرین دارد به شرط آنکه مغرور نشوی و به همه التفات و توجه ومهر داشته باشی تا اشکی را برطرف سازی و دلی را بدست آوری
2-   ا زسخن بد انیشان و سرزنش کنندگان و حسودان مطلقاً ناراحت نشو زیرا آنان چشم ترقی و تعالی تو را ندارند و اگر به کار ا»ها توجه کنی از پیشرفت باز می مانی و آنان گوی سبقت را می ربانید
3-   نشاط عیش عشرت وجوانی ار چون گل غنیمت بدان زیا مایر ا خبر رساندن و آگاه کردن وظیقه ای نداریم بلغ ما علیک فان لم یقبلو انما علیک
4-   صبر و شکیبایی را ازدست مده و از اینکه قلبی مهربان و دستی بی نمک دار یغمگین نباش
5-   انجاماین کار مفیداست به ظرط آنکه پدر و مادر از تو راضی باشند نگران نباش به مقصود خواهی رسید و شاهد موفقیت را در آغوش خواهی گرفت
6-   آنان که مقهور عیش و نوش نمی شوند به تفکر می پردازند به همین جهت پرهیزکاران عیش و بیماری را یکسان می دانند چون حقیقت را شناختی از آ» پیروی کن
7-   سست عنصران به نکوهشی دل و جرات را از دست می دهند همچو نامردان که در پیکار و جنگ دل می بازند همان طریکه بعضی از زنان به سختی از ابلهان دل می برند
8-   اگر می خواهید نعنمت و روزی شما و خانواده یتان زیاد شود د ر6 شب متوالی با حضور قلب و معنی از آیه 20تا 5 آیه بعد از آن را از سوره مبارکه لقمان بخوانید
9-   خواجه دربیتهای 1-4-5- به ترتیب فرمیا ( هنگام سحر به امید بوی گلستان به باغ رفتم که چون بلبل روحم را علاج کنم )( اشک نرگس رعنا ا زحسرت جاری بود و در دلش از عشق داغهای بسیار بود )( شقایق گاه مانند باده نوشان جام به دست داشت و زمانی مانند ساقی مست قدح بود ) خود تفسیر کنید  


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

 ١ -سحرگاهان،با استشمام بوى گلستان به باغ رفتم تا مانند بلبل عاشق،خاطر پريشان خود راعلاج كنم.
 ٢ -به جلوه‌گرى گل سرخ كه در شب تاريك مانند چراغ روشن مى‌درخشيد،نگاه مى‌كردم.
 ٣ -گل سرخ،چنان به زيبايى و جوانى خود مغرور بود كه از دل بلبل كاملا بى‌خبر و آسوده خاطر
بود.[هزار گونه،در مقام كثرت و فراوانى آمده است.يعنى بسيار زياد و كاملا.]
 ۴ -گل نرگس زيبا از حسرت اشك مى‌ريخت و گل لاله از شدّت جنون و شيدايى،صد داغ بر جان‌و دل خود داشت.
 ۵ -گل سوسن،زبان شمشير مانند خود را به سرزنش دراز كرده بود و گل شقايق مانند مردم سخن‌
چين،دهان باز كرده بود.[گل‌برگ‌هاى سوسن را به تيغه‌ى شمشير و فضاى خالى درون برگ‌هاى‌لاله را به دهان باز شده مانند كرده است.]
 ۶ -يكى مانند مى‌پرستان،صراحى شراب در دست داشت و ديگرى مانند ساقى مستان،جام‌ شراب به دست گرفته بود.[يكى اول،همان گل سوسن و دوم گل شقايق است.]
7-اى حافظ!نشاط و شادى و جوانى را مانند گل عزيز بدار؛و بدان كه وظيفه‌ى رسول ابلاغ و رساندن پيام است![و من پيام خود را رساندم و تو را به غنيمت شمردن نشاط و جوانى آگاه كردم.مصراع دوم به آيه‌ى  ٩٩  سوره‌ى مائده اشاره دارد كه آغاز آن چنين است:
مٰا عَلَى اَلرَّسُولِ إِلاَّ اَلْبَلاٰغُ‌.]
****
دیوان حافظ بر اساس نسخه قزوینی و خانلری


غزل به قلم علامه قزوینی :

سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ
به جلوه گل سوری نگاه می‌کردم که بود در شب تيره به روشنی چو چراغ
چنان به حسن و جوانی خويشتن مغرور که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
زبان کشيده چو تيغی به سرزنش سوسن دهان گشاده شقايق چو مردم ايغاغ
يکی چو باده پرستان صراحی اندر دست يکی چو ساقی مستان به کف گرفته اياغ
نشاط و عيش و جوانی چو گل غنيمت دان که حافظا نبود بر رسول غير بلاغ


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

سحر به بوی گلستان دمی شدم درباغ   که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
به چهره گل سوری نگاه می کردم           که بود در شب تیره به روشنی چوباغ
چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور   که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گشاده نرگس رعنا زحسرت آب از چشم   نهاده لاله ز سودابه جان ودل صد داغ
زبان کشدیه چو تیغی به سرزنش سوسن   دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
گهی چو باده پرستان صراحی اندر دست       گهی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان     که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر