از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

مسیحا نفس - مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید - غزل -- 250

250- مسیحا نفس
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید     که زانفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش       زده ام فالی و فریادرسی می آید
زاتش وادی ایمن نه منم خرم و بس     موسی آنجا به امیدقبسی می آید
هیچکس نیست که در کوی تواشکاری نیست    هرکس آنجا به طریق هوسی می آید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست   این قدر هست که بانگ جرسی می آید
جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرم       هر حریفی زپی ملتمسی می آید
دوستراگر سر پرسیدن بیمار غم است   گوبران خوش که هنوزش نفسی می آید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من           ناله ای می شنوم کز قفسی می آید
یارداردسر آزردنحافظ یاران               شاهبازی به شکار مگسی می آید

توضیحات :
مژده ( بشارت ) مسیحا نفس ( عیسا نفس محبوب و یار ) انفاس خوشش ( انفاس طیبه بوی جانان ) دوش ( دیشب ) زده ام فال ( فال گرفتم ) فریاد رسی ( جانان می آید که دردها را درمان می کند آقا امام زمان ( عج ) ان شاء الله ظهور می فرمایند ) آتش وادی ایمن ( اشاره به صحرای ایمن که حضرتموسی به حور مبارک محبوب ازلی شرف حضور پیدا کرد کوی جانان ) قبس ( اره آتش ) قبس نور ( وصال جانان ) جرس ( زنگ کاروان ) حریف ( همدم یار دشمن ) ملتمس ( التماس درخواست دعا ) معنی بیت 1( ای دل بر تو بشارت باد که عیسا نفسی می آید که از انفاس طیبه بوی خوش او بوی جانان می آید ) معنی بیت 2( از عم هجران ناله مکن کهدیشب فالی زده ام دراینتفال آمدکه فریاد رس حقیقی جانان می آید و دردها را درمان م یکند )

نتیجه تفال :
1-   ویژگیهای جنابعالی مورد اعتماد و توجه عصبانی نگهبانی خوب برای خوانواده بد اخلاق دعوایی بدبیننگران رفیق دوستقدر شناس جدی سخاوتمند راستگو پرهیزگار واقع بینمحتاط متین و مودب پولساز حرف شنو بد پیله
2-   خواجه در بینهای 3-4-5- به ترتیب فرماید ( ازآتش و نور چراع کوی جانان فقط من خوشحال نیستم حتی حضرت موسی با آن همه علو درجه به اامید پاره ای آتش به کوی جانان رفت ) ( در این دنیا کسی نیست که درکوی تو یک کاری نداشتهباشد و علاقمند نباشد بلکه هرکسی باآرزویی روی به کوی جانان می آورد ) کسی ندانست که مزل جانان کجاست چون کسی لایقوصال جانان نیست که منزلگاهش را بداند همین قدر که صدای کاروان یار از منزلگاهش به گوش می رسد کافی است ) جنابعالی حدیث مفصل بخوانید از این سه بیت
3-   به جنابعالی مژده می دهم که جای نگرانی ابداً وجود ندار د همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا و نذر خود را ادا کنید که نیت جنابعالی عملی و شاهین خوشبختی و کامیابی به زودی بر بام خانه جنابعلی آشیانه میگیرد مواظب باش که با علاقه اراده سرعت عمل و دقت عمل کنید
4-   دیگر ازغم دوری و هجران او نبایدشکایت کنی چون روزگار بر وفق مراد است پس تردید را از دل خارج کنید عزیزم از تجربه های مردم باید چیز فهمید فقط کتاب نیست که ما را چیز فهم م یکند
5-   کسی به شما کمکخواهد کرد مساعدت او بسیار کارساز می باشد به پدر و مادر خود توجه کنید و دست از لجبازی بردارید تغذیه خود مرتب کنید
6-   مسافر خبری خوش خواهد داد 4 فرزند در طالع دارید نسبت به همسر یا خانواده شما که فعلاً در شرایط عادی نیست توجه کنید ولی به او بگویید به زودی تغییر کلی و مهمی خواهدیافت و از حالتی خارق العاده بهره مند می شود خرید و فروش هردو خوبست


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معاني ابيات غزل(229 )

 مسيحا نفسي:كسي كه نفس او به مانند نفس مسيحا روح بخش است .                                                           

 اَنفاس :نَفَس ها.

كسي:انساني، شخصیّتی خارق العاده و نجات دهنده يي.   

هجر: دوري.

وادي ايمن:صحراي اَيمن ، صحراي جانب راست كوه طوردر صحراي  سينا .      

قَبَسي :پاره آتشي ، شعله آتش .

بانگ جرس:صداي زنگ شتركاروان .

گوبران خوش : بگو خوب بران  ، بگو در راندن شتاب كن .

خبر بلبل اين باغ بپرسيد:از بلبل اين باغ احوال پرسيده سراغ اورا بگيريد.     

جُرعه:يك آشام نوشيدن  به يكبار، آن مقدار مايعي كه يكبار و در يكدم نوشيده شود.

ارباب كرم: مَردُم كريم و سخاوتمند.

مُلتَمَس:  جوينده چيزي ، درخواست كننده ، كسي كه طلب مي كند.

 مُلتَمَسي: درخواستي، استدعايي ، مستدعياتي.

شاهبازي:مانند شاه باز

معاني ابيات غزل(229)

(1)           اي دل تو را خوش خبري بدهم كه كسي كه دم عيسي دارد و نَفَسهاي دلپذيرش نشان از شخصيت والايي مي دهد، خواهد ، آمد.(2) از غم فراق  اندوه و دوري ناله و فرياد مكن  زيرا ديشب فالي گرفته ام و از آمدن فرياد رسي خبر مي دهد.

(3) تنها من از آتش صحراي  ايمن خوشحال نيستم  كه حضرت موسي (ع)  هم به اميد گُل آتشي به اينجا مي آيد. (4) هيچ كس نيست كه در كوي تو كار ي و حاجتي نداشته باشد.  هر كس را كه ببيني  در اثر جاذبه هوسي به اينجا كشيده مي شود. (5) هيچ كس پي به جا و منزل معشوق نبرده و ندانست كه او كجاست . همينقدر معلوم است  كه صداي  زنگ شتر كارواني به گوش مي رسد .(6) اگر دوست ، قصد وانگيزه احوالپرسي از دوست بيماريش را داردبه او بگو در راندن  به سوي او شتاب كن كه هنوز از دوست نفسی  باقي است. (7) از بلبل اين باغ سراغ بگيريد و احوالش را جويا شويد كه من صداي ناله يي كه از قفسي مي آيد  به گوشم مي خورد. (8)  يك دهان شراب ببخشاي كه هر رفيق باده پيمايي براي حاجت ودرخواستي  به در ميخانه مردم سخاوتمند رو مي كند. (9)  دوستان ، يار قصد شكار دل حافظ كرده است و. شاهبازي به شكار مگسي مي آيد.

شرح ابيات غزل (229)

 وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فع لن

  بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم

*

حافظ ، اين دوست و طرفدار و همدست شاه شجاع در روزهاي آخر حكومت  شاه محمود يعني در ذي القعده 767 هجري از حمله قريب الوقوع شاه شجاع  به نحوي باخبر شده و اين غزل را مي سرايد  و اورا مسيحا  نفس يعني كسي كه به كالبد  مردگان روح تازه مي بخشد ناميده و خطاب به خود بيت در بيت دوم  مي گويد ديگر ناله و زاري بس است اطلاع يافته ام كه فريادرس ما عنقريب خواهد آمد.

 شاعر در بيت پنجم اين غزل مي گويد كه ما هنوز نمي دانيم كه شجاع در حال حاضر كجاست و از كدام راه وجهت و كي به شيراز واردمي شود  منتها صداي زنگ كاروان او به گوش ما مي رسد. يعني اخبار واصله براين است كه او زياد از ما دور نيسيت و حمله قريب الوقوعد خواهد بود. اشاره شاعر به بانگ جرس مي تواند يادآور سخنان حضرت رسول اكرم  (ص) باشدكه در تفسير ابوالفتوح رازي امده است  (... و حارث بن هُشام رسول(ص)  را پرسيد  كه وحي  چون آيد؟ فرمود: اوقاتي چنان باشدكهآواز جرس و آن بر من گران بُوَد و سخت اوقاتي فرشته بيابد به صورت مردي و آنچه گويد وبشنوم و بدانم ( ج 10، صفحه 151، به نقل از شرح غزلهاي حافظ ، دكتر حسينعلي هروي ). شاعر در بيت مقطع شاه شجاع را شاهباز مي نامد و اين بدان سبب است كه شاه شجاع در شعر ، خود را شاهباز خطاب مي كرده است.


غزل به قلم علامه قزوینی :

مـژده اي دل كه مسيـحا نفـسي مـي آيـد      کـه ز انفاشس خوشش بوي كسي مـي آيد
از غـم هـجـر مـكن نـاله وفـرياد كه         دوشزده ام فــالي و فـريـاد رسي مـي آيد
زآتـش وادي ايـمن نـه منـم خُـرّم وبـس    مـوسي ايـنـجـا به اميد  قَبسي مـي آيد
هيچكس نيست كه در كوي تواش كاري نيست    هـر كـس آنجا به طريق هوسـي  مي آيد
كَـس ندانسـت كـه منزلگه معشوق كجاست       اينـقدر هسـت  كه بانگ جرسـي مي آيد
دوست را گـر سـر پرسيدن بـيمار غم است         گو بران خوش كه هنوز ش نـفسي مي آيد
خبـر بـلبـل ايـن بـاغ بـپرسيد كـه من       نـاله يـي مـي شنوم  كـز قفسي مي آيد
جُرعـه يي ده كـه به ميـخانـه ارباب كرم     هـر حـريـفـي ز پـي ملـتمسي مي آيد
يـار دارد سـر صـيـد دل حـافـظ يـاران           شـاهـبـازي بـه شـكـار مگسي مي آيد


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

#####

غزل را بشنوید :

مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید     که زانفاس خوشش بوی کسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش       زده ام فالی و فریادرسی می آید
زاتش وادی ایمن نه منم خرم و بس     موسی آنجا به امیدقبسی می آید
هیچکس نیست که در کوی تواشکاری نیست    هرکس آنجا به طریق هوسی می آید
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست   این قدر هست که بانگ جرسی می آید
جرعه ای ده که به میخانه ارباب کرم       هر حریفی زپی ملتمسی می آید
دوستراگر سر پرسیدن بیمار غم است   گوبران خوش که هنوزش نفسی می آید
خبر بلبل این باغ بپرسید که من           ناله ای می شنوم کز قفسی می آید
یارداردسر آزردنحافظ یاران               شاهبازی به شکار مگسی می آید



کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر