از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

گوهر وصل - من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم - غزل 328 - 433

433 - گوهر وصل
من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم     لطفها ميكني اي خاك درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازيت كه آموخت بگو         كه من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس           كه رداز است ره مقصد و من نوسفرم
اي نسيم سحري بندگي من برسان       كه فراموش مكن وقت دعاي سحرم
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اين       مي خورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم
خرم آن روز كزين مرحله بربندم رخت   وز سر كوي تو پرسند رفيقان خبرم
حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل         ديده دريا كنم از اشك و در و غوطه خورم
پايه نظم بند است و جهانگير بگو         تا كند پادشه بحردهان پرگهرم  

توضيحات :
من كه باشم( من آنقدر ارزش ندارم ) عاطر( پاكيزه ) خاطر عاطر ( ضمير پاك و پاكيزه يار ) گذرم ( يادي از من شود ) لطف مي كني ( محبت و مهرباني ميكني ) دلبر ( اي دلستان ) كه( چه كسي ) ظن ( مان ) رقيبان ( ملازمان نگهبانان ) همت ( توجه باطني ) طاير قدسي ( پرنده بهشتي ) معني بيت 3( اي پرنده بهشتي دعا و عنايت باطني تو بدرقه و نگهبان راه من است زيا تا منزل مقصود راهي طولاني است و من نوسفري بيش نيستم ) معني بيت 4( اي باد سحر گاهي مراتب ارادت و چاكر مرا به راهنما و پيرم بسان كه از جانب هنگام دعاي سحر يادي كند ) معني بيت 5( اي جانان مرا به خلوتگه خاص خود راه بده تا پس ا زاين شراب معرفت را با تو خورم و ديگر غم دنيا رانخورم ) خرم ( شبه جمله = خوش ) بربندم رخت ( مسافرت كنم = كوچ كنم ) خبرم ( خبر سرمنزل تو را از من سوال كنند ) شايد ( شايسته است ) حافظا ( اي حافظ = منادا ) معني بيت 8( مقام و مرتبه شعر بسيار بلند و والا و جهانگير و عالم افروز است پس به پارشاه بگو دهان رما به عنوان صله و جايزه پر ازجواهر كند )

نتيجه تفال :
1-   د رانتظار ددار و وصال كسي يا چيزي يا مقامي و ثروتي هستيد بهترين يار و ياور شما خداوند مي باشد پس به يكي از مشاهد متبركه برويد و ضمن دعا نذرخود رااداكنيد كه گشايش بسيار خواهد بود
2-   دعا مي كنم كه اين نيت شما هر چه زودتر بر آورده شود به شما مژده مي دهم كه مدتي نه چندان دور اين نيت عملي مي گردد و جاي نگراني باقي نمي گذارد
3-   خواجه در بيت 1-2- فرمايد ( من آنقدر ارزش ندرام كه برانديشه پاك و عطر آميز محبوب گذكنم اي كسي كه غبار آستانت تاج افتخرا بر سرمن است تو واقعاً محبت داري كه از من يادي م يكني ) ( اي دلبر چه كسي به تو ياد دا دكه با ارادتمند خون مهربان باشي زيرا من هرگز كمان نمي كنم كه مراقبان تو بنده نوازي را به تو آموخته باشند )
4-   چيزي از دست دادهايد و نگران مي باشيد به زودي واقعه شيريني در زندگي شم بوجود مي آيد و جبران گذشته مي شود
5-   به دنبال تغيير شغل يا مقام نباشيد زيرا تحولات آينده طوري است ه اين كار را براي شما آسان خواهد كرد
6-   فرزندم خداوند بزگر به درختاني كه ريشه دراترند سهم بيشتري از آسمان مي بخشد جنابعالي در آينده شخص موفقي خوهيد بود و فرزندانتان آبوي خانواده شما خواهند شد و در پير ياز زندگي راحتي بر خوردار خواهيد شد
7-   قلب شما در پاكي مثل آيينه مي باشد خوشا بحال كسي كه ضرباتش متعلق به اوست زيرا معونيت و عرفاني ه در دل شماست پا ك و بي آلايش مي باشد


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

#####

غزل به قلم علامه قزوینی :

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازيت که آموخت بگو که من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن ای طاير قدس که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
ای نسيم سحری بندگی من برسان که فراموش مکن وقت دعای سحرم
خرم آن روز کز اين مرحله بربندم بار و از سر کوی تو پرسند رفيقان خبرم
حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل ديده دريا کنم از اشک و در او غوطه خورم
پايه نظم بلند است و جهان گير بگو تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

من كه باشم كه بر آن خاطر عاطر گذرم     لطفها ميكني اي خاك درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازيت كه آموخت بگو         كه من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس           كه رداز است ره مقصد و من نوسفرم
اي نسيم سحري بندگي من برسان       كه فراموش مكن وقت دعاي سحرم
راه خلوتگه خاصم بنما تا پس از اين       مي خورم با تو و ديگر غم دنيا نخورم
خرم آن روز كزين مرحله بربندم رخت   وز سر كوي تو پرسند رفيقان خبرم
حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل         ديده دريا كنم از اشك و در و غوطه خورم
پايه نظم بند است و جهانگير بگو         تا كند پادشه بحردهان پرگهرم  


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

۲ نظر: