از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

آفتاب صبح اميد - به تيغم گر کشد دستش نگيرم - غزل 331 - 368

368 - آفتاب صبح اميد
به تيغم گر كشد دستش نگيرم     وگر تيرم زند منت پذيرم
كمان ابرويت را گو بزن تير     كه پيش دست و بازويت بميرم
غم گيتي كه از پايم درآرد           بجز ساغر كه باشد دستگيرم
براي اي آتاب صبح اميد         كه در دست شب هجران اسيرم
به فريادم رس اي پير خرابات     به يك جرعه جوانم كن كه پيرم
به گيسوي تو خوردم دوش سوگند   كه من از پاي تو سر بر نگيرم
بسوز اين خرقه تقوي تو حافظ     كه اگر آتش شوم در وي نگيرم

توضيحات :
منت پذيرم ( سپاسگزارم )معني بيت 2( دستور بده تا كمان ابروي تو به من تير بزند سپاسگزار مي شوم كه پيش مرگ و فداي دست و بازوي تو گردم ) آفتاب صبح اميد ( چهره محبوب يار ) معني بيت 4( اي خورشيد صبح اميدواري طلوع كن زيرا در دست شب هجران اسيرم ) معني بيت 5( اي مرشد و پير ميخانه به فريادم برس و مرا با يك جرعه جوان كن ه پير شدم ) معني بيت 6( ديشب به گيسوي تو قسم خوردم كه سر از پايت برنگيرم همانطوري ه گيسوي تو سر بر پاي تو دارد من نيز سر بر قدمت نهم ) معني بيت 7( ا ي حفاظ اين لباس رياكارانه تقوا را به آتش بينداز و بسوزان زيرا اگر من همانند آتش شوم در اين خرقه تاثيري نتوانم كرد و ضررش به تو نمي رسد = صنعت التفات مخاطب به متكلم

نتيجه تفال :
1-   اين نيت افكار جنابعالي را سخت  به خود مشغول داشته است بطوري كه خواب و راحت نداريد و حوصله شما به كو چكترين كاري سر مي رود در حالي ه بايد بدانيد جهان پر از مشكلات است وهمه كارها هم نم يتواند بر وفق مراد شما باشد بلكه بايد با دور انديشي و حوصله منتظر انجام آن باشيد
2-   دلي به دريا بزنيد و با بهره گيري از شهامت و جسارت اقدام كنيد اگر ترديد و وسواس نداشته باشيد حتماً موفق مي شويد
3-   مشكل شما زياد حاد نمي باشد چه افراد بسياري هستندكه گرفتاريهاي ويژه اي دارند اگر آنها راببينيد خدا را شكر مي نيد ه از نعمت خوبي برخورداريد پس توكل بر خدا داشته باشيد
4-   يكي از نزديكان سخت به شما نيازمند مي باشد هر چه سريعتر به كمك او بشتابيد و دست او را بگيريد
5-   از همسر و فرزندان مهرباني برخورداريد به شرط آنكه زندگي را سخت نگيريد و دنبال بهانه نباشيد و نسبت به آنها بهانه جويي نكنيد زيرا آنها شما را دوست دارند و تمام فر و انديشه آنها بهبود زندگي است
6-   مسافر به زودي خبرهاي خوشي خواهدداد
7-   در آينده اي نزديك خواب خواهيد ديد كه با درختان گوناگون زندگي مي كنيد و از ابد و نسيم آنها لذت مي بريد تعبيرش آنكه صاحب قدرت مردانگي زيبايي و اراده مي شويد و زندگي پر رونقي خواهيد داشت
8-   نذر خود را ادا كنيد و به يكي از مشاهد متبركه برويد و دعا كنيد و صدقه بهدي كه رفع بلاست
9-   خواجه در بيت هاي 1-6-به ترتيب فرمايد : ( چنانچه محبوب مرا با شمشيرهم بكشد دست او را نمي گيرم و مانع اين كار نمي شوم و اگر با تير هم بزند اين عمل وي را منت و سپاس او مي دانم و به جان مي خرم )0 ديشب به گيسوي تو قسم خوردم كه سر را از پايت بر نگيرم و خوار و ذليل تو باشم )


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (331)
مِنَّت پذیرم : منتش را پذیرا هستم، از او ممنون خواهم بود .
ساغر : جام و پیمانه شراب .
آفتاب صبح امید : (اضافه تشبیهی) امید به آفتاب صبح یعنی خورشید تشبیه شده است .
پیر خرابات : پیر و استاد و مرشدی که در خرابات مأوا دارد، کنایه از انسان کامل .
خرقه تقوی : بالاپوش تقوی، کنایه از لباسی که به عنوان تظاهر و مردم فریبی بر روی سایر لباس ها پوشیده شده و از آن بوی ریا و ظاهر فریبی می آید .
گر آتش شوم : اگر به مانند آتش سوزان و گرم شوم .
در وی نگیرم : نمی توانم آن را گرم و شعله ور کنم، در آن نگیرم و آن رابسوزانم .
معانی ابیات غزل (331)
1) اگر با تیغ مرا بکشد دستش را نمی گیرم و اگر با تیر مرا بزند سپاسگزار او خواهم بود .
2) به کمان ابروی ما بگو که با تیر (مژگان) مرا بزند و از پای درآورد تا در مقابل دست و بازوی او بمیرم .
3) آنگاه که غم دنیامرا از پای درآوَرَد، به غیر از پیمانه شراب چه کسی مرا دستگیری خواهد کرد؟
4) ای خورشید صبح آرزوها سر برآور (و مرا رهایی بخش) که من در دست شب فراق اسیرم .
5) ای پیرخرابات به فریادم برس و با یک پیمانه شراب مرا جوان کن که پیرم .
6) دیشب به زلف های تو سوگند خوردم که سرم را از خاک پای تو بلند نکنم .
7) حافظ این خرقه و بالاپوش تقوی! را خود با آتش بسوزان تا آنگاه که من از آتش عشق شعله ور میشوم، در آن نگیرم .
شرح ابیات غزل (331)
وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن فعولن
بحر غزل : هزج مسدّس محذوف
*
همانطور که در صفحه 92-93 این کتاب اشاره شد، حافظ این غزل را در یزد سروده و روی سخنش با شاه شجاع است و در بیت چهارم، خواسته قلبی خود را که بازگشت شاه شجاع از کرمان به شیراز، و از طریق یزد است بازگو می کند تا در رفتن به شیراز با شاه هم رکاب گردد .
شاعر در بیت مقطع با به کار گرفتن صنعت التفات، خطاب به خود و به طور غیرمستقیم خطاب به ریاکاران می فرماید : این خرقه ریا و سالوس را که نام خرقه تقوی بر روی لباس های خود پوشیده یی از سر به درآور و به آتش بسوزان تا آتش من به آن سرایت نکند و آن را شعله ور ساخته در نتیجه تو را هم با خود بسوزاند. منظور شاعر این است که دست از ظاهر فریبی بردار تا آتش خشم من به هنگام شعله ور شدن آن را و در نتیجه تو را که در آن هستی با هم نسوزاند .
حافظ مضمون بیت چهارم خود را از نظامی گرفته که در خسرو و شیرین می فرماید :
بــرآی از کوه صـبر ای صـبح امید دلم را چشم روشن کـن به خـورشید
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

به تيغم گر کشد دستش نگيرم وگر تيرم زند منت پذيرم
کمان ابرويت را گو بزن تير که پيش دست و بازويت بميرم
غم گيتی گر از پايم درآرد بجز ساغر که باشد دستگيرم
برآی ای آفتاب صبح اميد که در دست شب هجران اسيرم
به فريادم رس ای پير خرابات به يک جرعه جوانم کن که پيرم
به گيسوی تو خوردم دوش سوگند که من از پای تو سر بر نگيرم
بسوز اين خرقه تقوا تو حافظ که گر آتش شوم در وی نگيرم


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

به تيغم گر كشد دستش نگيرم     وگر تيرم زند منت پذيرم
كمان ابرويت را گو بزن تير     كه پيش دست و بازويت بميرم
غم گيتي كه از پايم درآرد           بجز ساغر كه باشد دستگيرم
براي اي آتاب صبح اميد         كه در دست شب هجران اسيرم
به فريادم رس اي پير خرابات     به يك جرعه جوانم كن كه پيرم
به گيسوي تو خوردم دوش سوگند   كه من از پاي تو سر بر نگيرم
بسوز اين خرقه تقوي تو حافظ     كه اگر آتش شوم در وي نگيرم


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر