از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

کوی خرابات - گل در بر و می در کف و معشوق به کام است - غزل 46

95- کوی خرابات
گل دربر و می درکف و معشوقه به کام است     سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید درین جمع که امشب     درمجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است و لیکن     بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
درمجلس ما عطر میامیز که مار ا           هرلحظه زگیشوی تو خوشبوی مشام است
گوشم همه برقول نی و نغمه چنگ است   چشمم همه بر لعل بب و گردش جام است
ار چاشنی قند مگو هیچ وزشکر         زانرو که مرا دلب شیرین تو کام است
تا گنج عمت در ئل ویرانه مقیم است   همواره مرا کوی خرابات مقام است
ازننگ چه گویی که مرانام زننگ است   وزنام چه پرسی که مرا ننگ زنام است
میخواره وسرگشته و رندیم و نظر باز       وان کس که چو مانیست درین شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز         پیوسته چو ما درطلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی   کایام گل و یاسمن و عید صیام است  

توضیحات :
بر ( آغوش ) کام ( آرزو ) بی روی تو ( بدون دیدار معشوق ) همه (همیشه = تماماً = قید ) چاشنی (مزه ) قول ( ترانه ) میامیز(آمیخته مکن ) ننگ (رسوایی بر اثر عشق ) مدام (پیوسته ) نظر باز (عاشق ) صیام ( دور زدن ) گنج غم ( تشبیه ) معنی بیت 2( بگو که داین مدت محفل شمه روشن نکنید زیرا کهامشب انجمن ما از روشنایی چهره محبوب روشن است و همه جا را نور فراکرفته است ) معنی بیت 3(درمذهب ما شراب خوردن حلال و مباح می باشد اما ای سرو گل اندام نی بی روی و چهره تو انی نوشیدن حرام است ) یعنی درمذهب عشاق رنج و تلخی مطبوع است . معنی بیت 7(تا گوهر عشق تو در ویران سرای دل من جای دارد پیوسته منزل من در کوی میکده معرفت خواهد بود )

نتیجه تفال :
1-   زیاد به دنیا و امور آن دلبسته مباش خود و دیگران را برای زرق و برق آن به رنج و ناراحتی دچار مکن که قارون با آن همه گنج رفت
2-   بیت هشتم غزل را توجه کنید که خواجه می فرماید ( از ننگ و عار چه میگویید و از عواقب آن سخن مگویید زیرا من این معرفیت و شهرت را از ننگ بدست آوردم و همچنین از نام من می پرسی درصورتی که من از نامی بودن ننگ دارم ) خود حدیث مفصل بخوان
3-   در بیت آخر خواجه می فرماید ( ای حافظ هیچ زمانی بدون می و معشوق مباش زیرا ایام گل و یاسمن است و روز عید رمضان ) عزیزم زمان را به کف بگیر و تردید و دو دلی را از دل بیرون گن و با توکل برخدای یگانه اقدام کن و همین پنجشنبه به یکی از مشاهد متبرکه برو و نذری و دعایی کن و سوره مبارکه الزمر را با معنی و حضور قلب از آیه 30 تا 65 بخوان که گشایش بسیار است و درطول هفت روز هفته هر شب هنگام خواب تسبیح حضرت زهرا (س‌‌) را بخوان
4-   این نیت با توجه به شرایط فوق و کوشش و تلاش از جانب شما حتماً عملی میوشد به شرط آنکه دقیقاً انجام گیرد .
5-   ملاقاتی روی داده که شما را پریشان کرده علتش عجله و شتابزدگی از جانب شما و عدم آگاهی از جانب اوست که باید مقدمات کار فراهم می شد لذا با یکی از نردیکان در این باره مشورت کنید
6-   از ننگ و عار نترسید و واهمه شما بی مورد می باشد بلکه با کمی اندیشه و فکر و تلاش حتماً عملی می گردد
7-   مسافرت بسیار خوبست از سفر کرده فعلاً اطلاعی نیست فروش را توصیه میکنم ولی خرید صلاح نیست فعلاً معامله نباید انجام بگیرد چون مقدماتش آماده نمی باشد جلوی پای شما سنگ می اندازند شما مقاومت کنید و بیمار بهبودی نسبی می یابد نگران نباش حتماً به آرزویت می رسی .
8-   حضرت علی (ع) می فرماید به خدا پناه می بریم از علمی که سود ندهد و آن علمی است که عمل به آن ضد اخلاص باشد


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (۴۶)
بر: کنار، پهلو.
معشوق: معشوقه، طرف عشق، دلدار.
ماه رخ: صورت چون ماه (اضافه تشبیهی)
تمام: کامل، صورت ماه در شب چهاردهم.
سرو گلندام: بلند بالای ظریف وزیبا، سر و قد لطیف اندام.
قول: آواز.
نغمه چنگ: صدای چنگ.
گردش جام: چرخش جام شراب، به دور درآمدن جام در مجلس شراب.
عطرآمیختن: کنایه از عطر زدن و پخش عطر در فضا
چاشنی: مزه خوش وشیرین، کنایه از خوراک خوشمزه‌یی که با شراب میل می‌شود.
کام: آرزو، مراد، دهان.
مقیم: ساکن.
مقام: جایگاه، اقامتگاه.
مرا نام زننگست: شهرت و اعتبار من از بدنامی است.
مرا ننگ زنامست: از شهرت و اعتبار ننگ دارم.
سرگشته: آواره، دربه‌در.
نظرباز: کسی که از دیدن روی زیبا و زیبارویان لذت می‌برد و بدون انگیزه شهوانی درمظهر جمال غیبی غرق تفکر می‌شود، جمال‌پرست.
محتسب: ناهی از منکر، مأمور مبارزه با منکرات.
عیش مدام: لذت همیشگی
معانی ابیات غزل (۴۶)
(۱) گل در کنار و شراب در دست و معشوق دلخواه در اختیار؛ در چنین روزی پادشاه بنده من است.
(۲) بگویید امشب شمع به مجلس ما نیاورند که چهره نورانی دوست به مانند ماه شب چارده در آن می‌درخشد.
(۳) هرچند در مذهب و طریقه ما شرب شراب مباح می‌باشد، اما نوشیدن آن در غیاب تو ای رعنای زیبارو حرام و ناگوار است.
(۴) تمام هوش و گوشم برآوازنی و آهنگ موزون چنگ و چشمم بر لبهای میگون و گردش جام شراب دوخته شده است.
(۵) در مجلس ما عطرافشانی مکن که مشام ما از بوی خوش گیسوان تو معطر است.
(۶) از طعم خوش قند و شکر سخن به میان میاور که از لب شکرین تو کام شیرین است.
(۷) تا غم عشق تو به مانند گنجی در دل خراب من جای خوش کرده است پیوسته اوقاتم در کنج میخانه می‌گذرد.
(۸) مرا از ننگ چه می‌ترسانی که شهرت و اعتبار من از بدنامی است و از خوشنمی چه می‌پرسی که من از شهرت و نیکنامی ننگ دارم.
(۹) ما مردمانی می‌خواره و آواره و رند و جمال پرستیم و کیست که در این شهر به مانند ما نباشد.
(۱۰) حال نامناسب ما را به محتسب گزارش نکنید که خود او هم پیوسته به دنبال عیش و شادکامی است.
(۱۱) حافظ! فصل، فصل گل و یاسمن و مقارن با عید رمضان است. یک لحظه، بی‌می و معشوق به سر مکن.
شرح ابیات غزل (۴۶)
وزن غزل: مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل
بحر غزل: هزج مثمن اخرب مکفوف مقصور
*
سعدی: بر من که صبوحی زده‌ام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است؟
عمادفقیه: تنها نخورم باده صافی که حرام است
وان عیش که بی دوست حلال است کدام است
کمال خجند: ما را نه غم ننگ و نه اندیشه نام است
در مذهب ما مذهب ناموس حرام است
شاه‌نعمت‌الله‌ولی: خوش آب حیاتی است که گویند شراب است
حالی وچه‌خوش‌حال که دل مست وخراب است
خواجو: یاران همه مخمور و قدح پر می‌ناب است
ما جمله جگر تشنه و عالم همه آب است
منوچهری: شب آمد و از خواب مرا رنج و عذاب است
ای دوست بیار آنچه مرا داروی خواب است
این غزل یکی دیگر از بازگوئی‌های صادقانه‌یی از رویدادهای ایام شباب حافظ جوان است. تصویر ذهنی شاعر از مجلس انس و صرف شراب و شنیدن آوای چنگ و رباب و رندی و مستی و لاابالیگری و کج‌ دهنی به ضابطه محتسب و نظام رایج اعم از اینکه برای او چنین اتفاقاتی روی داده یا نداده و آرزوی آن را داشته است، به خوبی در این غزل منعکس و پیاده شده است.
دقت در این مشروحات، صرف‌نظر از لذت و بهره‌وری از ترکیبات سلیس جملات و ارزش ادبی بالای آن هر خواننده‌یی پی به صداقت گفتار و یکرنگی در رفتار و پندار این شاعر آزاده می‌برد. آنچه در این غزل باز گو شده در طول عمر شاعردر جای جای غزلهای دیگر نیز به زبان خامه او جاری شده است.
****
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان


غزل به قلم علامه قزوینی :

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر
زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است




















غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

گل دربر و می درکف و معشوقه به کام است     سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید درین جمع که امشب     درمجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است و لیکن     بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
درمجلس ما عطر میامیز که مار ا           هرلحظه زگیشوی تو خوشبوی مشام است
گوشم همه برقول نی و نغمه چنگ است   چشمم همه بر لعل بب و گردش جام است
ار چاشنی قند مگو هیچ وزشکر         زانرو که مرا دلب شیرین تو کام است
تا گنج عمت در ئل ویرانه مقیم است   همواره مرا کوی خرابات مقام است
ازننگ چه گویی که مرانام زننگ است   وزنام چه پرسی که مرا ننگ زنام است
میخواره وسرگشته و رندیم و نظر باز       وان کس که چو مانیست درین شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز          پیوسته چو ما درطلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی    کایام گل و یاسمن و عید صیام است  

غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر