از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

نیت خیر - ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست - غزل 68

98- نیت خیر
ما هم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست   حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده زلطف رخ او دررخ او       عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش گرچه در شیوه گیری هرمژه اش قتالیس
ای که انگشت نمایی به کرم درهمه شهر    وه که درکار غریبان عجبت اهمالیست
بعد ازینم نبود شایبه درجوهر فرد   که دهان تو بر آن نکتهخوش استدلالیست
مژده دادند که برما گذری خواهش کرد نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت به چه حیلت بکشد   حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست

توضیحات :
ماه ( استعاره از معشوق ) شیوه گری (ناز کردن ) قتال ( بسیار کشنده ) انگشت نما ( مشهور خاص و عام شدن ) وه ( صوت = شبه جمله = عجیب ) اهمال (سستی ) شایبه (آلودگی ) جوهر فرد (کنایه از دهان محبوب ) کوه اندوه فراق (عم جدایی محبوب ) به حالت بکشید (به هیچ حال نمی تواند بکشد ) نال ( رشته باریک ) مردم دیده( چشم ) نیت خیر مگردان ( نیت خوب را تغییر مده ) خسته ( مجروح – نالان ) معنی بیت 1( جانان در این هفته از شهر رفت اما این هفته به نظر من یکسال می آید زیرا حال هجران دیده و مهجور این چنین است ) معنی بیت 2( مردمک چشم عکس خود را درآینه روی محبوب به لطافت و پاکی دید بیچاره خیار کرد خال مشکفام می باشد .

نتیجه تفال  :
1-   این نیت بر شما مبارک باشد که بسیار به موقع مناسب و خوبست اما شرطی هم دارد و آن اینکه راز دل خود را فعلاً فاش نسازید و دیگر تلاش وقت سرعت عمل و استعداد را مورد توجه کامل قرار دهید و از آنها بهره کافی بگیرید
2-   لسان الغیب دربیت ششم صریح و واضح به شما می فرماید (مژده دادند که از نزد ما گذرخواهی کر این خود یک نیت خوب و خیر و نیکوست پس دیگر نیت خیر را تغییر مده که فال مبارکی است ) یعنی عزیزم تردید و دو دلی موجب شکست شما میشود
3-   اگر چه این انتظار برای شما طولانی بود و هست ولی مبارک باشد که چندان انتظاری برای رسیدن به مقصود نمانده است
4-   ناگفته نماند که او فردی زیرک بی وفا و بدعهد است و سخنان گرم و دلنشین او نباید موجب فریب شما شود زیرا او شخصی خودخواه خوش گذران دمدمی مزاج باری به هر جهت و پول دوست است
5-   موفقیت درچند قدمی شماست به زودی به مقامی یا ثروتی فراوان می رسید که مو جب حسادت دیگران می شود
6-   برای موفقیت و سرعت عمل این هفته به یکی از مشاهد متبرکه برو و دعا و نذری کن که برآورده می شود جای نگرانی نیست
7-   مسافرت را توصیه نمیکنم بیمار شفا می یابد سفر کرده با خوشی می آید یا هدیه ای می فرستد یکی از نزدیکان مقام و ثروتی به دست می آورد که برای شما نیز مفید است خرید و فروش هردو سودمند می باشد طلاق و ازدواج هردو صورت می گیرد
8-   غم و رنج و وسواس و فکرهای تردید آمیز موجب ناراحتی شما شده فوری خود را از آنها دور ساز و از موسیقی کمک بگیر
9-   شربت به لیمو گلاب نسترن  برای شما نافع است و به شما آرامش می دهد
10- همه درخانه شما را دوست دارند پس نسبت به آنها مهربان تر باش وقتی موفق شدی و به این نیت دست یافتی مرا نیز حتماً دعا کن زیرا به شما اطمینان می دهم که این نیت با صبر و شکیبایی انجام می گیرد ولی عجله آنرا به تاخیر می اندازد .


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (۶۸)
لطف: نرمی، نیکویی، دقیقه یا خصوصیتی از جمال وزیبایی و نازکی، لطافت، تری.
قتال: بسیار کشنده، کشنده حرفه‌یی.
انگشت‌نما: سرآوازه، مشهور، شناخته شده عموم.
شیوه‌گری: فریبکاری، دلربایی، ناز.
اهمال: سهل‌انگاری.
شایبه: شک و تردید
جوهرفرد: جزء لایتجزی، کوچکترین ذره از یک جسم که قابل تقسیم نباشد و در عین حال خاصیت آن جسم را درخود داشته باشد.
خوش‌استدلالی است: مناسب‌ترین دلیل و گواه است.
نال: نی باریک و میان‌تهی، کنایه از لاغری و سستی.

معانی ابیات غزل (۶۸)
(۱) جانانه مهوش من، دراین هتفه از شهر بیرون رفته و دوری او در چشمم به درازی سالی آمده است. تو چه می‌دانی که حالت فراق و دوری تا چه حد دشوار است.
(۲) تَصویِر مردمک دیده‌ام به سبب نرمی و لطافت چهره‌ دلدار در صورت او منعکس شد و او به گمانش که خال مشکینی را در آن چهره می‌بیند.
(۳) ( توگویی) هنوز از لب شکرین این نوجوان بوی شیر مادرمی‌آید هرچند که در دلبری و فریبندگی هر مژه او به مانند قاتل بی‌رحمی می ماند.
(۴) ای آنکه در همه شهر به بذل و بخشش مشهوری جای شگفتی است که نسبت به غریبان بی‌اعتنا و بی‌توجهی.
(۵) از این پس در وجود کوچکترین ذره اتمی تردیدی به دل راه نمی‌دهم چرا که بهترین مثال و درستی این معنا دهان تست.
(۶) خبر خوشی رسیده که از سوی ما خواهی گذشت این نیت خیر را تغییر مده که پیشامد و اتفاق نیکویی است.
(۷) تن خسته و ناتوان حافظ با چه تدبیری بار غمت را که چون کوهی سنگین است بکشد که از شدت ناله و زاری به مانند نی بوریا لاغر شده است.

شرح ابیات غزل (۶۸)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع‌لان
بحر غزل: رمل مثمن مخبون اصلم مسبغ
پیش از این درباره غزلهای ذووجهین حافظ شمه‌یی بیان شد. در اینجا به منظور روشن‌تر شدن مطلب بار دیگر مروری به نکات زیر را ضروری می‌داند:
۱- حافظ به خوبی به ارزش کلام فاخر خود برده و بر این نکته وقوف کامل داشته که با تعریف و خواهش و تمنا در قالب عبارات صریح از قدر سخن خود نکاهد و در قالب ایهام منظور خود را به مقام مورد نظرالقاء کند. بنابراین در یک غزل دووجهین تمام ابیات دارای ایهام و اشاره و خواسته اصلی شاعر نیست و دریکی دو بیت این ویژگی به چشم می‌خورد و در هر غزل ایهام‌دار ابیاتی وجود دارد که دارای مضامین زیبای عاشقانه یا عارفانه بوده و صورت ظاهر را حفظ و از شائبه تملق و درخواست آن می‌کاهد.
۲- شناختن این یکی دو بیت در بعضی از غزلها کلید تشخیص شأن نزول غزل و روشن شدن خواسته شاعر و در نتیجه پی بردن به روحیه اوست.
۳- چون غزلهای حافظ فاقد تاریخ سرودن است کشف این ایهامات می‌تواند حدود تاریخ و رویدادهای سالهای عمر حافظ آگاهی کامل داشته باشد. به عنوان مثال مطلع این غزل که بسیار زیبا و علی‌الظاهر جای هیچگونه شک و تردیدی برگفت و شنود یک عاشق شیدا نیست، در باطن اشاره به سفر رفتن شاه منصور را دارد و در بیت دوم اشاره ضمنی به خال صورت اوست که با مضمونی بسیار زیبا بازگو شده است و یا در بیت چهارم گوشه و کنایه و درخواست بذل توجه به خود را به صورتی غیرمستقیم دارد و بیت ششم بازگو کننده شایعه و خبری است که شاه منصور عنقریب به شیراز برمی‌گردد. و در کل غزل، مقصود باطنی شاعر این بوده که با ارائه یک تابلو زیبای عاشقانه مضمون بیت چهارم را به شاه گوشزد نماید.
****
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان


غزل به قلم علامه قزوینی :

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست













غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

ما هم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست   حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده زلطف رخ او دررخ او       عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش گرچه در شیوه گیری هرمژه اش قتالیس
ای که انگشت نمایی به کرم درهمه شهر    وه که درکار غریبان عجبت اهمالیست
بعد ازینم نبود شایبه درجوهر فرد    که دهان تو بر آن نکتهخوش استدلالیست
مژده دادند که برما گذری خواهش کرد  نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت به چه حیلت بکشد   حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست

غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر