از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

حق نمک - ای دل ريش مرا با لب تو حق نمک - غزل 301 - 349

349- حق نمک
ای دل ریش مرا بر لب تو حق نمک           حق نگهدار که من می روم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه در عالم قدس   ذکر خیر تو بودحاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی بجربه کن   کس عیار زر خالص نشناسد چ ومحک
گفته بودی که شوم مسمت و دو بوست بدهم  وعده از حد بشد و مانه دو دیدیدم و نه یک
بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن           خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد         من »ه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون ب حافظ خویشش نگذاری باری       ای رقیب از براو یک دو قدم دور ترک

توضیحات :
دل ریش ( قلب مجروح ) حق نمک( حق آشنایی و نمک خوری ) حق نگهدار (حق حفظ کن ) الله معکل ( نوعی دعاست خدا هراه هست خدا با تو باشد ) عالم قدس ( جنان ملکوت ) در خلوص نیت‌( در اخلاص من ) ار ( مخفف اگر ) چو ( جز ) بشد ( گذشت ) پسته خندان ( دهان یار ) شکر ریز ( سخن بگو ه سخنت شیرین است ) شک ( تدرید ) نه آنم ( آ» من نیستم ) زبونی ( بیچارگی عاجز ) رقیب ( نگهبان ) بر ( کنار – نزدیک) دور ترک ( تر علامت صفت تفصیلی ک = تصغیر اندکی دور تر بایست ) نگذاری ( د رمعنی مستقبل = نخواهی گذشت ) معنی بیت 1( ای محبوب قلب مجروح من بر لب تو حق آشنایی و نم خوری دارد پس حق این آشنایی را حفظ کن ) معنی بیت 2( تو آن گوهر پاکی که در جهان ملکوت ذرک خبر تو ورد زبان و تسبیح فرشتگان است و به دعای خیر تو مشغولند )معنی بیت 7( ای نگهبان چون از رفتن هزد محبوب جولگیری م یکنی لااقل یکی دو قدم دورتر بایست )

نتیجه تفال :
1-خواجه بزرگ در بیت های 3-5-6- به ترتیب فرماید ( اگر د راخلاص من تردید داری مرا امتحان بکن زیرا هیچ کس عیار طالی پاک رامانند سنگ محلک نمی داند )( دهان خودرا که مانند پسته خندان می باشد بازکن و سخنانی چوشن شکر و قند بیرون بریز و گرنه مردم از تنگی دهانت به شک می افتند )( اگر روزگار برخلف اراده من به حرکت ادامه دهد چرخ را خراب می کنم زیرا من آن نیستم که از چرخ آسمان ناتوان و عاجز و درمانده او باشم ) تفسیر آن عین نیت جنابعالی است تسلیم و زبونی محال است
2-بسیار آدم خوش قلب و مهربانی می باشید درجانیش با محبت ودرجای دییگر چون کوه مقاوم و استوار آفرین بر شما مبارک باد
3- سابقه آشنایی و دوستی جنابعلی موجب این پیوند گردیده و از اینکه از او اطلاعی ندارید نارحت می باشید لطفاً این کتاب را به اقوام و آشنایان معرفی کنید به شما قول می دهم این نیت تا مدت کمی سرو سامان یابد و اجرای آن حتمی است و ای هیچ گونه نگرانی نمی باشد چون ستاره شما برج ثور ( اردیبهشت ) است
ع- عواملی موجب ناراحتی خانوادگی شما گردیده علتش بی اتیاطی می باشد به همسر یا پدرتان بگویی چرا صدقه نمی دهد پس به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید تا گره از کار شما باز می شود درخانواده شما موفقیت بزرگی حاصل می شود و بیمارتان شفا می یابد و مسافرتان موفق میشود
5- اگر می خواهی زندانی شما آزاد شود و فوری به خانه باز آید در 6 شب متوالی با حضور قلب و معنی از سورهمبارکه الحجر آیه 5 را تا 6 آیه بعد از آ» بخوانید
6- نذریکه کرده اید ادا کنید و برای او هدیه ای بفرستید برای موفقیت نیاز هب تلاش بیشتر می باشد


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل(301)

ریش : مجروح.

حقّ نمک : حقی که در اثر هم سفرگی بین دونفر به وجود می آید، حق نمک خوارگی و آشنایی.

حقّ نگهدار : 1) حق نگهدار تو باشد، 2) حقّ را مراعات کن.

الله مَعَک : خدانگهدار تو باشد.

گوهر پاکیزه : از نژاد پاک، نژاد اصیل، پاک سرشت، مروارید اصل.

عالم قدس : دنیای فرشتگان، ملکوت اعلی.

ذکر خیر : یادآوری نیکو، بازگویی خوبی ها.

تسبیح : شکر گزاری، نیایش، ذکر خدا.

خلوص : پاکدلی و یکدست خالص بودن، بدون غل و غش.

شکی : تردیدی.

تجربه کن : آزمایش کن، به مَحَک تجربه بگذار.

عیار : میزان پاکی، درصد خلوص.

مَحَک : سنگ آزمایش عیار و درصد خلوص طلا.

وعده از حد بشد : زمان وعده از اندازه خود گذشت و بیشتر و طولانی تر شد.

پسته خندان : کنایه از لب و دهان خندان و باز.

شکرریزی کن : شیرین زبانی کن، سخنان نغز و شیرین بر زبان آور.

شک : تردید.

زبونی : خواری، خفّت، سَبکی.

چرخ فلک : سپهر گردنده .

حافظ خویشش : نگهدار خودش، نگداری شخصی اش.

رقیب : مراقب.

دورتَرَک : کمی دورتر، اندکی دورتر.

معانی ابیات غزل (301)

1) ای آنکه دل زخم دار من با لب تو حق نمک خوارگی دارد، این حق را حفظ و مراعات کن که من از اینجا می روم. خدا نگهدارت باشد.

2) تو آن پاک نژاد اصیلی که شرح نیکویی های تو خلاصه نیایش فرشتگان در ملکوت اعلاست.

3) اگر در یکرنگی و پاکدلی من نسبت به خود تردید داری، مرا آزمایش کن(چرا که) هیچ عاملی مانند سنگ مَحَک، عیار طلای خالص را باز نمی شناسد.

4) به من وعده داده بودی که مست می شوم و به تو دو بوسه می دهم. زمان وعده از اندازه خود فراتر رفت و ما نه دو بوسه دیدیم و نه یکی!

5) لب و دهان از هم بگشای و شیرین زبانی کن. چنان مکن که مردم از اینکه دهان داری یا نداری به شک افتند.

6) من آن کسی هستم که اگر این سپهر گردنده برخلاف میل و مراد من گردش کند مسیرش را برهم می زنم. من کسی نیستم که از این گردش آسمان تحمل خواری کنم.

7) ای مراقب و نگهبان، حال که محبوب را نزد نگهدار واقعی خودش تنها نمی گذاری، باری چند قدم آن طرف تر و دورتر بایست.

شرح ابیات غزل (۳۰۱)

وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

بحر غزل : رمل مثمّن مخبون محذوف

*

در خلال مدتی که ورق سیاست کشورداری شاه شجاع برمی گردد، فاصله میان حافظ و شاه شجاع روز به روز بیشتر می شود و از آن زمان که برای حافظ پرونده سازی شده و شایعه دور شدن او از شیراز قوت می گیرد تا روزی که به تبعید تن در میدهد، او هیچوقت بی کار ننشسته و دائماً در صدد رفع و رجوع و سرودن اشعار و دادن پیام غیر مستقیم یعنی ارسال غزل های ایهام دار برای شاه شجاع و وزیر او است. این غزل یکی از تابلوهایی است که پس از اخذ تصمیم به رفتن به تبعید توسط حافظ سروده شده و درآن ویژگی های روحی حافظ موج می زند :

1- در مطلع غزل در حالی که شاعر مسلّط بر نفس خویش است ابتدا به ساکن و بدون اینکه پرخاش کند از شاه شجاع خداحافظی نموده و سابقه عهد مودّت گذشته را به خاطرش آورده از او می خواهد که حق این سابقه دوستی را ضایع نکند.

2- به دنبال بازگو کردن تصمیم خود به رفتن تبعید، از شاه تعریف می کند. این تعریف تملق نیست بلکه احتیاط است که تا امکان دارد از شدّت مخالفت شاه نسبت به خود و در غیاب خود بکاهد.

3- در بیت سوم مراتب ارادت و یکرنگی خود را بازگو و از شاه می خواهد که در این باره هرطور می خواهد او را آزمایش کند و بیهوده دوستی چون او را از دست ندهد.

4- بیت چهارم یادآوری وعده هایی است که قبلاً شاه شجاع به او داده بوده و بین آن دو درباره امور فیمابین مذاکراتی شده لیکن به ثمر نرسیده است.

5- در بیت پنجم حافظ هنوز امیدوار است که شاه شجاع صراحتاً درباره او و به نفع او پا به میدان بگذارد.

6- بیت ششم نه تنها شاه بیت همه سروده های حافظ است که بار شناسایی روحیه و اراده توانای حافظ را بر گرده و در متن خویش دارد. در چنین غزلی که حافظ با برداشت محتاطانه شروع به سخن گفتن با شاه می کند و می داند که دستش از هر نوع چاره جویی کوتاه است خود را نمی بازد و با اتّکاء به اراده، با شجاعت هرچه تمامتر می گوید من زیر بار مذلّت فلک هم نمی روم چه رسد به تو.

7- مفاد بیت مقطع دارای ایهام ضعیفی است که شاید منظور حافظ مخالفینی باشد که گرداگرد شاه را گرفته و مانع دیدار او و شاه می شده اند.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

ای دل ريش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک
تويی آن گوهر پاکيزه که در عالم قدس ذکر خير تو بود حاصل تسبيح ملک
در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عيار زر خالص نشناسد چو محک
گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو ديديم و نه يک
بگشا پسته خندان و شکرريزی کن خلق را از دهن خويش مينداز به شک
چرخ برهم زنم ار غير مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون بر حافظ خويشش نگذاری باری ای رقيب از بر او يک دو قدم دورترک


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

ای دل ریش مرا بر لب تو حق نمک           حق نگهدار که من می روم الله معک
تویی آن گوهر پاکیزه در عالم قدس   ذکر خیر تو بودحاصل تسبیح ملک
در خلوص منت ار هست شکی بجربه کن   کس عیار زر خالص نشناسد چ ومحک
گفته بودی که شوم مسمت و دو بوست بدهم  وعده از حد بشد و مانه دو دیدیدم و نه یک
بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن           خلق را از دهن خویش مینداز به شک
چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد         من »ه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک
چون ب حافظ خویشش نگذاری باری       ای رقیب از براو یک دو قدم دور ترک


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر