با عضویت در کانال یوتیوب حافظ دیوان از ما حمایت فرمایید :: اینستاگرام :: کانال یوتیوب حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

نقش نگار - گل بی رخ یار خوش نباشد - غزل 163 - 243

243- نقش نگار
گل بی رخ یا رخوش نباشد   بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن وطوافبستان   بی لاله عذاز خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل     بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شک رلب خوش اندام       بی بوس و کنا رخوش نباشد
باغ گل و مل خوش است لیکن       بی صحبت یار خوش نباشد
هرنفش که دست عقل بندد     جزنقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر ست حافظ     از بهر نثار خوش نباشد


توضحیات :
رخ ( چهره محبنوب ) باده ( شراب ) طرف ( گوشه و کنار ) طواف ( گردش ) لاله غذار ( چهره زیبای یار ) هزار ( بلبل ) شکر لب ( لب شیرین ) گل اندام ( بدنش مانند گل لطیف و نرم ) گل  و مل ( گل و می ) نقش ( تصویر ) نقش نگار ( صورت محبوب ) نقد ( زر و سیم سرمایه ) نثار ( آنچه بر سر عروس بپراکنند بخشیدن) محقر ( ناچیز کوچک ) معنی بیت 5( باغ و گل و مل خوش است اما بدون صحبت محبوب خوشی ندارد ) معنی بیت 6( هر تصویری که دست عقل بکشد جز صورت محبوب درآنمیان دلپذیر نمی باشد ) معنی بیت 7( حافظ جان یک سرمایه ناچیزی است پس برای نثار و بخشیدن در راه جانان ارزشی ندارد )

نتیجه تفال :
1-   ویژگیهای جنابعالی عبارتند از : دست آموز حساس با محبت صادق تند خود فداکار اصیل کنجکارو با شرف فرشته خو بدون خطر  مواظب راستگو قاب لاعتماد محتاط متین و مودب نچسب زو توجبه کن سریع الانتقال دو شخصیتی
2-   خواجه در بیتهای 1-2-3-4- فرماید ( گل بدون چهره محبوبخوش نمی باشد و بهار نیز بدون شارب نوشی لذشت بخش نیست ) ( گردش کنار چمن و هوای باغ و تماشای آن بدون محبوب لاله گون خوش آیده نیست )0 رقاصی و چمیدن سرو و لطافت گل بدوننغمه بلبل خوش نمی باشد )( یا محبوب شیرین لب که بدنش مانند گل لطیف است در یک ا بودنبدون بوسه قایده ایندار ) خودتان تفسیر کنید
3- لطفا ادامه شرح تفال را در ویدیو زیر تماشا کنید ...
کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات(۱۶۳)
خوش : مطبوع طرف چمن :گوشه چمن ، کنار چمن.

طواف بستان :گردش بستان ، دَورِبستان .

لاله عذار: لاله رخ ، چهره لاله مانند ، زیبا روی . هزا ر : بلبل شکر لب: شیرین لب.

کنار: آغوش ، کنایه از در گرفتن.

بندد: به بندد. هر نقش که دست عقل بندد: هرتصویری که دست عقل آن را نقش بندد نقش نگار :تصویر محبوب

نقد محقر: که بی ازرزش ، پول ناچیز . نثار: افشاندن ، تقدیم به خاکپای.

معانی ابیات غزل(۱۶۳)

(۱)تماشای گل ، بدون دیدن چهره یار و فصل بهار بدون شراب دلچسب نیست.

(۲) گوشه چمن و گردش باغ بی وجود زیبارویی مطبوع نیست.

(۳) جنبش نشاط انگیز شاخه سرو و حالت و لطف گل ،بدون آواز بلبل دلنشین نیست .

(۴) با یار نوشین لب و لطیف اندام بودن ، بدون بوسه و هم آغوشی لطفی ندارد .

(۵) هر تصویری که دست عقل آن را رسم کند ، جز تصویر ی که از معشوق می کشد زیبا نیست .

(۶) جان ، سکه بی ارزشی است که برای ریختن و تقدیم به پای دوست مناسب نیست.

شرح ابیات غزل(۱۶۳)

وزن غزل: مفعول مفاعلن فعولن

بحر غزل: هزج مسدس اخرب محذوف

*

این غزل حاصل کارگاه ایام شباب و مر حله یی که شاعر به طرف کمال سیر می کند ، می باشد . شاعر در بیت پنجم این غزل را در برابر عشق معزول و محکوم می کند ، شیوه یی که عرفا بدان روی آورده و بر پایه جهان بینی عرفانی خود را بر روی آن قرار می دهند . باید د انست وزن انتخابی غزل هم برای گنجانیدن مضامین عرفانی و تشبیهات چندان در خور وشایسته نبوده و بدین سبب شاعر در دوره کمال برای باز گو کردن مفاهیم عرفانی ، از اوزان مناسب تر بهره می جوید . غزلی است عاشقانه ، با عبارات ساده که برای انتخاب ، به عنوان ترانه برای ساز و آواز نشاط آور مناسبت کامل دارد. در بعضی از نسخ بیت زیر :

باغ و گل و مُل خوش است لیکن بی صحبت یار خوش نباشد

در جای بیت پنجم غزل به صورت هفت بیتی در آمده است که در صورت قبول این بیت ، شایسته است به جای بیت دوم غزل قرار گیرد تا از لحاظ ارتباط معنا و موقعیت قافیه ، وضعیت مناسبتری به خود بگیرد. در پایان ، منظور شاعر از (دست عقل بندد) نقش و نگاری است که به منظور زیبایی بوسیله حنا ، بر روی دست ها می بسته اند و هنوز هم در بین قبایل عرب مرسوم است .
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

گل بی رخ یار خوش نباشد بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گل اندام بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ از بهر نثار خوش نباشد

غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

گل بی رخ یا رخوش نباشد   بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن وطوافبستان   بی لاله عذاز خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل     بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شک رلب خوش اندام       بی بوس و کنا رخوش نباشد
باغ گل و مل خوش است لیکن       بی صحبت یار خوش نباشد
هرنفش که دست عقل بندد     جزنقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر ست حافظ     از بهر نثار خوش نباشد


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

۱ نظر: