از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

بر آستان تو - مرا به وصل تو گر زانکه دسترس باشد - غزل -- 246

246- بر آستان تو
مرا به وصل تو گرزانکهدسترسباشد     دگرزطال خویشم چه ملتمس باشد
برآیتان تو غوغای عاشقان چه عجب     که هرکجا شکرستانبود مگس باشد
چه حاجتست به شمشیر قتل عاشق را     که نیم جان ما ریم کرشمه بس باشد
اگر به هردوجاهن یکنفس زنم با دوست       مرازهر دو جهانحاصل آن نفس باشد
ازین هوس کهمرادست بخت کوتاهست     کی ام به سرو بلند تو دسترس باشد
ره خلاص کجا باشد آن غریقت را   که سی محنت عشقش زپیش و پس باشد
هزار بار شوم آشنا و دیگر بار       مرا ببیند و گوید که این چه کس باشد

توضیحات :
را ( اختصاص برابمن = متمم ) طلالع ( بخت ) ملتمس ( مطلوب ) آستان ( درگاه ) غوغا ( آشوب ) چه عجب ( جای تعجب نمی باشد ) شکرستان ( استعاره از معشوق ) مگس ( استعاره از عاشق ) حاجت ( نیاز ) کرشمه ( ناز ) یک نفس زنم ( اندک زمانی بادوست و محبوب باشم ) حاصل ( نتیجه) هوس ( ارزوی جانان ) دست کوتاه ( قدرت نداشتن ) محنت ( رنج ) غربقت ( غریق تو غرق شده عشق تو ) معنی بیت 1( اگرقدرترسیدن به وصال تو رداشتم دیگراز این بیشتر ابختم چه م یخواستم ) معنی بیت 2( غوغای عاشقان بر درگاه تو جای تعجب نمی باشد زیرا هرکجا که شکرستان باشد مگس جمع می شود )

نتیجه تفال :
1-   طالع شما در برج سعادت و خوشبختی است غو غای عاشقان بر آستان تو عجب نیست زیرا هرکجا که شکرستان باشد مگس جمع م یشود پس مواظب اطرافیانی که ازمشاچنین و چنان می گویند باشید آنها قصد فریب یا آزار شما را دارندپس لازم است که باسیاست و تدبیر عمل کنی
2-   برای بدست آوردن این نیت نیاز به کشتن و بستن و بگیر و ببند نمی باشدبلکه یک اشاره درست و محکم و دستور صریح کافی می باشد زیرا به قول حافظ حاصل و نتیجه ام از دو جهان همان ساعتی است که بادوست گذراندم
3-   زمان این کار هنوز روداست و طالع مساعدنمی شاد و کسی که عاشق باشد راه سلامت نمی یابدو هزار بار با جانان آشنا می شود
4-   باصبر و شکیبایی کارها اصلاح می شود به شرط آنکه تردید رازدل خارج کنی و بجای آن ایمانخودراقوی سازی و باتوکلبرخدای متعالاقدام کنی ضرر نخواهی دید
5-   خودرا از همه چیز بی نیازمیدانیو خیال میکنی همه چیز داری عجب فکر خامی جوهر انسان کارو کوشش وتوکل است
6-   محدداً تکرار می کنم که دوای درد شما در صبر و شکیبایی و پذیرفتن پندبزرگان می باشد پس عقل خود را به کار بینداز و از هوی و هوس پیروی نکن نذر خودراادا کن و سفر راانجام بده قرض کردن ار صلاح نمی دانم اما خرید و فرو شهردو اشکالی نداردبه یکی از مشاهدمتبرکه بروید ودعا کنید
7-   خواجه در بیت های 3-4-5- به ترتیب فرماید ( برای کشتنعاشق چه حاجت به شمشیر می باشد زیرا برای آدم ضعیفی چون من یک کرشمه کافی است ) ( اگردردو جهان یک لحظه با دوست باشم از دو جهان آنچه برایم خوش و باقی است همان یک لحظه با دوست است ) ( به علت اینکه طالعم مساعد نمی باشد چه موقع به وصالت می رسم )
8-   وقتیکه بر دنده لجبازی قراربگیرید توپ هم در شما اثر نمی کند درحلایکه در کلیه مور باید انعطالف داشته باشید
9-   ازتردیدکاری ساخته نیست بلکه تصمیم و اراده برای این کارلازم است
10- فرزندی به زودی کاشانه شما را گرم می کندو مسافرت و مژده ای نیزدر راه است
11- تغذیه خوب سلامتی شما رتضمین می کند پس بی توجهی به این امر مهم به صلاح شما نمی باشد


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

#####

غزل به قلم علامه قزوینی :

#####

غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

مرا به وصل تو گرزانکهدسترسباشد     دگرزطال خویشم چه ملتمس باشد
برآیتان تو غوغای عاشقان چه عجب     که هرکجا شکرستانبود مگس باشد
چه حاجتست به شمشیر قتل عاشق را     که نیم جان ما ریم کرشمه بس باشد
اگر به هردوجاهن یکنفس زنم با دوست       مرازهر دو جهانحاصل آن نفس باشد
ازین هوس کهمرادست بخت کوتاهست     کی ام به سرو بلند تو دسترس باشد
ره خلاص کجا باشد آن غریقت را   که سی محنت عشقش زپیش و پس باشد
هزار بار شوم آشنا و دیگر بار       مرا ببیند و گوید که این چه کس باشد


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر