از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

لطف خدا - هاتفی از گوشه ميخانه دوش - غزل 284 - 331

331 - لطف خدا
هاتفی از گوشه میخانه دوش       گفت ببخشن گنه می بنوش
عفو الهی بکند کار خویش   مژده رحمت برساند سروش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست     نکته سربسته چه گویی خموش
این خرد خام به میخانه بر           تامی لعل آوردش خون هب جوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند     هرقدر ای دل که هتوانی بکوش
گوش من و حلقه گیسوی یار       روی من و خاک در می فروش
داور دین شاه شجاع آنکه کرد     روح قدس حلقه امرش به گوش
ای ملک العرش مرادش بده   وز خطر چشم بدش دار گوش
رندی حافظ نه گناهیست صعب       با کرم پادشه عیب پوش

توضیحات :
هاتف ( آواز دهنده غیبی ) دوش ( دیشب ) گنه ( مخفف گنان ) بکند کار ( کار خود را انجام دهد ) سروش ( جبرئیل ) نکته سربسته ( لطیفه هنانی ) خرد خام ( عقل نا پخته ) به ( با) گوش من وحلقه گیری یار ( بنده حلقه به گوش شوی ) صعب ( دشوار ) شاه شجاع ( فرزند امیر مبارز الدین محمد از آل مظفر که 25سال سلطنت کرد و در سال 768 مرد ) روح قدس ( جبرئیل ) ملک العرش ( خداوند ) حقه امر ( حلقه به نشان اطاعت ) چشم بد ( چشم زخم ) معنی بیت 1( دیشب منادی غیب از گوشه میخانه گفت خداوند هر گناهی را می بخشد پس شراب بخود ) معنی بیت 2( عفو و بخشش خداوند کا رخود را انجام میدهد جبرئیل مژده رحمت را می رساند ) معنی بیت 3( لطف خداوند ا زگناه ما انسان ها خیلی خیلی بیشتر است تو از لطیف نهانی عنایت خدا آگاه نیستی پس خاموش باش )

نتیجه تفال :
1-آرزویت را از خداوند طلب کن و دیگر با دوستان بد عهد و فریبکار نشست و برخاست مکن و برخدا توکل کن و امید به او داشته باش و همین هفته به یکی از مشاهد متبرکه برو و نذر خود را ادا کن تا به زودی آثار آن را ملاحظه کنید
2- دلسرد مباش قیام کن و د رخود انقلاب درونی ایجاد کن وبا دقت سرعت عمل فعالیت و اراده شاهد مقصود را در آغوش بگیر و به دیگران متکی مباش بلکه دست به سوی خدای عزو جل دراز کن و از او یاری بخواه خواهید دی که به مراد خویش می رسی
3- جنابعالی انسان خوبی هستی ولی اعتقادات ویژه ای داری و زیاد به حلال و حرام توجه نداری قدری به اطراف و اطرافیان نگاه کن و از گذشته دیگران پند بگیر و نسبت به همسرت که عاشقانه تو را می خواهد مهربان و صمیممی باش و از لجباز ی و بگو مگو و سخنان ناهنجار در خانه دست بردار زیرا همه شما را دوست دارند ولی جنابعالی خود خرو لجباز هستید
4- خواجه در بیت های 4-5-6- به ترتیب فرمای ( این عقل ناآزموده را به میخانهعارفان راهنمایی کن تا با شراب سرخ معرفت د راو گرمی بوجود آورد و با تجربه اش کن )( اگر چه با تکیه بر طاعت خود نمی توان به وصال محبوب رسید ای دل هر چه در توان داری کوشش کن )( گوشم نوکر حفقه به گوش زلف محبوب باد و چهره من از نزدیکی غبار استان مرشد دور مباد )خود تفسیر کنید
6- اگر می خواهید او به عهدش وفا کند و خلاف روا ندراد به مدت 6 شب با حضور قلب و معنی از سوره مبارکه مریم آیه 54 تا 6 آیه عد از آن را بخوانید خواهر به شما سخت نیازمند است به یاریش شتاب ملاقات مهمی د راین چند روزه خواهید داشت که بسیار مفید است
7- سلامتی شما به خطر می افتد باید بیشتر توجه کنید فرزند یا برادر شما بهانه گیری م یکند او را نصیحت کنید در امور علمی موفق می شوید


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (284)

هاتف : اسم فاعل هَتف، آواز دهنده یی که خود پیدا نباشد .

عفو: بخشایش .

خرد خام : عقل خام، عقل نا آزموده، عقل ناپخته .

این خرد خام به میخانه بر : این عقل ناپخته را به میخانه عرفان ببر .

مـی لعل : در اینجا به معنی غلبه عشق و در اصطلاح عرفانی آن است .

نه به کوشش دهند : به کوشش ندهند، با کوشش میسر نمی شود .

گوشِ من و : گوش من با (واو تخصیص و ملازمه) .

رویِ من و : روی من با (واو تخصیص و ملازمه) .

داور دین : قاضی و حاکم امور دین .

روح قدس : روح القدس، روح پاک منزّه، کنایه از جبرئیل .

حلقهِ امر : حلقه فرمان، حلقه به نشان فرمانبرداری .

ملک العرش : پادشاه عرش، خداوند متعال .

مراد : مقصود، آرزو .

خطر چشم بد : آسیب چشم زخم .

دار گوش : گوش دار، گوش داشتن به معنای مراقب بودن ودر مراقبت کردن، حمایت کردن، محفوظ داشتن.

معانی ابیات غزل (284)

1) دیشب سروشی از عالم غیب از گوشه میخانه ندا داد که مـی بنوش که گناهان را می بخشند .

2) بخشایش خداوند کارساز است و فرشته غیبی مژده رحمت را می رساند .

3) این عقل نا پخته را به میخانه معرفت ببر تا غلبه عشق خونِ او را به جوش آورد (و پخته گردد).

4) اگر چه به پشت گرمی کوشش و جدّیت، وصال یار نصیب نمی شود ای دل؛ تا آنجا که می توانی در این راه کوشش کن .

5) مهربانی خداوند برگناه ما فزونی دارد. دم فرو بند که تو از مهربانی و عنایت ایزدی آگاهی نداری .

6) گوش من جایگاه بندگی گیسوی دلدار است و چهره من بر خاک درگاه پیر مـی فروش آشنایی دارد .

7) در برابر بزرگواری پادشاه باگذشت بخشایشگر، رندی و بی پروایی حافظ گناه بزرگی نیست .

8) شاه شجاع، آن حاکم اسلام که جبرئیل حلقه اطاعت او را در گوش خود دارد …

9) ای خداوندا آرزوهایش را برآور و از آسیب چشم زخم او را محافظت فرما .

شرح ابیات غزل (284)

وزن غزل : مفتعلن مفتعلن فاعلات

بحر غزل : سریع مسدّس مطوی موقوف

*

عطّار : مست شدم تا به خرابات دوش نعره زنان رقـــص کنان دُرد نوش

*

سعدی : گر دلی از عشق برآرد خروش بر سر آتش، نه غریب است جوش

*

شاه شجاع : شیوه عشّاق نباشد خروش گرَ، به مثل خون دل آید به جوش

*

همانطور که شادروان دکتر غنی نوشته اند این غزل در استقبال غزل شاه شجاع سروده شده است. زمان آن به سالهای اول سلطنت شاه شجاع برمی گردد . در آن سال ها در محضر شاه، جلسه ادبی تشکیل و از اشعار شعرای سلف استقبال به عمل آمده و قرائت می شد. به نظر می رسد که شاه شجاع از شعر سعدی در طیّبات استقبال و قرائت نموده، سپس حافظ از شاه استقبال کرده باشد زیرا شاه شجاع، قافیه های بیت مطلع غزل خود را عیناً از همان قوافی بیت مطلع سعدی استقبال کرده است. یکی نوع التزام در استقبال از غزل بزرگان معمول بوده که شاعر در هر بیت همان قافیه یی را که شاعر اول به کار گرفته با مضمونی دیگر به کار بندد . لیکن مشاهده می شود که حافظ مضمون بیت نخست غزل خود را از همان موضوعی که رقیبان، نقطه ضعف او می دانسته اند انتخاب نموده و در تأیید باده نوشی خود و استظهار به لطف و کرم الهی و بخشایش او سخن را آغاز می کند . این یک شجاعتی بی نظیر است که یک شخص نه در راه تقیّه بلکه در مقام دفاع از باده نوشی خود علناً و به موجب مفاد بعضی از آیات قرآن برآید. اشاره حافظ در این بیت و ابیات دوم و پنجم اشاره به آیه 54 سوره الزمر است :

قُل یا عِبادیَ الَّذینَ اَسرَفُوا عَلی اَنفُسِهِم لا تَقنَطوُا مِن رَحمَةِ الله اِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنوُبَ جَمیعاً اَنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحیمُ . (54)

( بگو به بندگان من که زیاده روی کردند برخودشان، نومید مشوید از رحمت خدا، بدرستی که خدا می آمرزد گناهان را همه، بدرستی که اوست آمرزنده مهربان. )
ذکر این نکته ضروری است که پس از قرائت غزل های سروده شده در حضور شاه شجاع، نامبرده که خود دستی در شعر و صاحب ادّعا بوده به حکم مقام سلطنت، دربارۀ اشعار سروده شده داوری می کرده است. به همین سبب حافظِ رند، در دوبیت الحاقی این غزل یعنی ابیات هشتم و نهم که جای واقعی آن در نسخه اصلی غزل، احتمالاً قبل از بیت مقطع فعلی بوده است شاه را داوری خطاب می کند که جبرئیل امین هم غلام حلقه به گوش اوست و پیشاپیش او را می ستاید.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

هاتفی از گوشه ميخانه دوش گفت ببخشند گنه می بنوش
لطف الهی بکند کار خويش مژده رحمت برساند سروش
اين خرد خام به ميخانه بر تا می لعل آوردش خون به جوش
گر چه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش
لطف خدا بيشتر از جرم ماست نکته سربسته چه دانی خموش
گوش من و حلقه گيسوی يار روی من و خاک در می فروش
رندی حافظ نه گناهيست صعب با کرم پادشه عيب پوش
داور دين شاه شجاع آن که کرد روح قدس حلقه امرش به گوش
ای ملک العرش مرادش بده و از خطر چشم بدش دار گوش


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

هاتفی از گوشه میخانه دوش       گفت ببخشن گنه می بنوش
عفو الهی بکند کار خویش   مژده رحمت برساند سروش
لطف خدا بیشتر از جرم ماست     نکته سربسته چه گویی خموش
این خرد خام به میخانه بر           تامی لعل آوردش خون هب جوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند     هرقدر ای دل که هتوانی بکوش
گوش من و حلقه گیسوی یار       روی من و خاک در می فروش
داور دین شاه شجاع آنکه کرد     روح قدس حلقه امرش به گوش
ای ملک العرش مرادش بده   وز خطر چشم بدش دار گوش
رندی حافظ نه گناهیست صعب       با کرم پادشه عیب پوش


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر