از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

بوسه شکرین - گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند - غزل 198 - 242

242- بوسه شکرین
گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند ؟     گفتا به چشم هرچه توگویی چنان کنند
گفتم خراج مصر طلب می کند لبت       گفتا درین معامله کمتر زیان کنند
گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه   گفت این حکایتی است که با نکته دان کنند
گفتم صنم پرست مشو با صمدنشین       گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند
گفتم هوای میکدهغم می برد زدل       گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهبست   گفت این عمل له مذهب پیر مغان کنند
گفتم زلعل نوش ببان پیر را چهسود ؟ گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند
گفتم که خواجه کی به سر حجله می رود ؟   گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند
گفتم دعای دولت او ورد حافظ است     گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند

توضیحات :
کی ( چه موقع ) ام ( مرا ) کامران ( به مراد و آرزو رسیدن ) خرج ( مالیات ) مصر ( سرزمینپهناور ) نقطه موهوم دهان تو نوک دهان که لفظ خارج می شود ) نکته دان ( نکته سنج عشق ) صمد ( بی نیاز خداوند ) صنم ( بت ) میکده ( میخانه ) نوش لبان ( دلبران خوشمزه ) بوسه شکرین ( بوسه های شیرین و خوشمزه ) سرحجله ( رفاف شب عروسی ) مشتری و مه قرین کنند ( ماه و ستاره مشتری در برج جوزا و ستاره سعد و ساعت گردش مبارک ) ورد( دعا ) معنی بیت1( به جانان گفتم چه موقع دهان و لبت مرا به مرادم می رسانندگفت چشم هر چهتو بگویی همان کنند ) معنی بیت 8( گفتم  که خواجه قوام لادین چه موقع به زفاف می رود گفت آن زمانی که مشتری یعنیخواجه فوام الدین و مهیعنی خاتون قرین  و تریج کنند )

نتبجه تفال :
1-   ویژگیهای جنابعالی قابل اعتماد بد شاهر ولی خوش باطن دقیق سیاستمدار مثمم اهل کشفنمک شناس منطقی با وجدان باهوش رفیق دوست مرموز با سلیقه بی ریا غیر خود نماکم توقع سخاوتمند بی قرار زودفهم پاک نکته سنج باریک بین
2-   خواجه در بتهای 2-3-4- بهترتیب فرماید ( به تیارگفتم : به بهای یک بوسه لبت خراج و مالیات کشور پهناور مصر را طلب میکنی محبوب جواب داد دراین معامله برای شما زیانی وجودندارد ) ( پرسیدم به نوک و نفطه موهوم دهان تو که کلمه خارج می شود چه کسی راه پیدا م یکندجواب داد این داستانی است که باید با نکته سنج عشق درمیان گذاشت نه باعقل ضعیف )( به یار گفتم عبادت بت را مکن و با خدا باش گفت درکوی عشق ما از بت پرستی به خدا پرستی راه می یابیم تلمیح به آیه 115 سوره بقره )خود حدیث مفصل بخوان از این سه معنی
3-   اگر ه جنابعالی شخصی دقیق و قابلاعتماد هستید اما نکات ضدو نقیض هم دارید پس تردید را از دل بیرون کنیدو کارهای خود را با توکل بر خدای یگانه انجام دهید اما راز دل خود را با هرکسی درمیان مگذارید که همهراز دار نمی باشندو از کاهی کوهی برای شما می سازند ون نسبت به زندگی شما حسادت می کنند اما اگر خواستی درد دل کنی با پدر و ادر یا رازداری اینکار را انجام بده
4-   جنابعالی به این نیت تا آ[ر این ماه دست می یابیدو جای هیچ گونه نگرانی نمیباشد بهتر است به یکی از ماشهد متبرکه بروید ونذرخودرا ادا کنید که درانجام نیت شما تعجیل شود پس بر شما مبارک است مرانیز دعات کنیدواین کتاب را به همه توصیه کنید عزیزم دستی که گشاده است می برد میآورد رهنمونت م یوشد به خانه ای که نور دلچسب آن گرمی بخش است


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات غزل (۱۹۸)

کی اَم :کی مرا ، چه وقت مرا.

…کی اَم دهان و لبت کامران کنند:چه وقت دهان و لب تو کام مرا بر خواهندآورد.

لب:در اصطلاح صوفّیه کلام و نَفَسِ معشوق.. .

خراج: مالیات ارضی، مالیات.

نقطه دهان: (اضافه تشبیهی )دهان به نقطه تشبیه شده و نقطه در اصطلاح عرفا: نقطه بیان راز عشق و در اصطلاح صوفیه: مرکز و اصل وحدت معنا می دهد.

نکته دان: . کسی که به دقایق ظریف و لطیف آگاهی دارد.

صنم:بت.

صمد:یکی از صفات الهی به معنای تو پُر وبی نیاز.

هوای میکده:حال وهوای میکده ، آرزوی میکده.

پیر مغان:نگهبان آتش در آتشکده ،پیر می فروش.

نوش لبان:شیرین دهنان ، شیرین لبان.پیر

خواجه:.بزرگوار،عنوان و لقب شخصیت های سرشناس مانند وزیر.

به سر حجله می رود: به حجله عروسی قدم می گذارد.

قران: مُقارِنَه ، به معنای نزدیک شدن به هم است و هر گاه دو ستاره که در مدار مختلف در حرکتند در نقطه یی از فضا در یک برج و به یک درجه رسیده و مقارن هم قرار می گیرند در اصطلاح نجومی آن دوستاره را مقترن کی گویندو قران مشتری و ماه را بهترین وقت برای اقدام به عروسی می دانند.

مشتری و مه: ستاره مشتری و کره ماه و کنایه از داماد و عروس است.

ورد: وِردِ زبان ، ذکرجاری مدام زبان.

معانی ابیات غزل(۱۹۸)

(۱) گفتم چه وقت دهان ولب تو( با بوسه یی یا سخن شیرینی)کام مرا بر می آورند گفت خواسته و فرمان تو بر وری چشم ، هر چه بگویی همان کار را خواهند کرد.

(۲) گفتم ( برای یک بوسه) لب شکرین تو مالیات و خراج کشور مصر ( صادر کنند شکر) را خواهان است . گفت در این سودا زیانی متصوّر نیست.

( سعدی می فرماید: هر مقامی ز معدنی خیزد شکر از مصر وسعدی از شیراز).

(۳)گفتم چه کسی بر راز دهن تنگت آگاهی یافت این داستانی است که تنها با نکته سنج دقیق می توان در میان نهاد .

(۴) گفتم بت پرست مباش و به خدای بگرای گفت در عالم عشق هر دو کار را انجام می دهند.

(۵) گفتم حال و هوای میکده غم را از دل می زداید گفت خوشا به حال آنان که دلی را شاد سازند..

(۶) گفتم شراب نوشیدن و خرقه پوشیدن راه ورسم مذهب نیست گفت در مذهب پیر مغان این کار ها مرسوم است.

(۷) گفتم پیر چه سود ی از لب شیرین لبان می برد گفت با بوسه یی شیرین او را جوان می کنند.

(۸) گفتم آن بزرگوار کی به حجله عروسی قدم می نهد در آن لحظه زمانی که مشتری و ماه قرین یکدیگر شوند.

(۹) گفتم حافظ پیوسته به دولت و دستگاه او دعا می کند گفت نه تنها حافظ که فرشتگان هفت آسمان هم همین کار را می کنند .

شرح ابیات غزل(۱۹۸)

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات

بحر غزل: مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور

*

بعضی برآنند که این غزل در مدح و زمان خواجه قوام الدّین حسن تمغاچی وزیر شاه ابو اسحاق سروده شده و برخی در مدح خواجه تورانشاه وزیر شاه شجاع می دانند و اینکه در مدح خواجه و وزیری سروده شده شکّی نیست . اما از فحوای کلام و پختگی مضامین بر می آید که حافظ در سنین کمال و برای تورانشاه سروده باشد . به هر حال شاعر با بکار گرفتن یکی از صنایع بدیعی ، این غزل را به صورت سؤال وجواب سروده است . شاعر در بیت دوم نامی از خراج مصر می برد. در آن زمان در مصر نیشکر کشت وبه اقصی نقاط بلاد اسلامی صادر می شده منظورحافظ از کلمه خراج همان مالیات است زیرا در آن زمان کسی که به حکومت بلاد حاصلخیزی مانند مصر مأمور می شده میزان مالیات سالیانه یی که باید به دار الخلافه یا مرکز حکومت بفرستد رقم قابل توجهی بوده است .

بیت چهارم این غزل در اکثر نسخ به صورت کتابت بالا نوشته و تنها در یک مورد چنین آمده است : گفتم صمد پرست مشو با صنم بنشین ) و از آنجایی که منظور از صنم پرست بودن ، جمال پرستی است و عبارت صنم پرست از لحاظ موسیقی کلام بر صمد پرست ارجح است در اینجا نیز از این رأی استقبال که عمل آمد . بی شک منظور حافظ اشاره یی به مفاد آیه شریفه ۷۴ سوره انعام بوده که حق تعالی می فرماید: وَ اِذ قالَ اِبراهیمُ لِاَبیهِ ازَرَ اَتَتَّخَذُ اَصناماً اِلهَهَ اِنی اَریکَ وَ قَومکَ فی ضَلالِ مُبین۷۴ ( و یاد کن وقتیرا که ابراهیم به پدرش آزر گفت: آیا بتها را به خدایی برگزیده یی و من برای تو و پیروانت را در گمراهی می بینم) . شاعر در بیت ششم غزل خود، مفاد آیه شریفه ۱۱۰ سوره بقره را منظور نظر داشته است: وَلله المَشرق و المغرب فَاَینَماتَو لو ا فَثَم وَجه الله اِن الله واسع العلیم ۱۱۰( شرق و غرب هر دو ملک خداست پس به هر طرف که روی کنید به سوی خداست ، خدا به همه جا و همه چیز داناست .)

شاعر در دوبیت آخر غزل گریزی به مادح خود می زند که احتمالاً تورانشاه وزیر است و این اشارتی است به داماد شدن آن خواجه و چون تقارن مشتری و ماه را زمان سعد متناسب با بستن عقد از دواج می دانسته اند در اینجا نیز آز آن یاد می شود و اینکه حافظ دولت او دعا می گوید منظور نظر وزیری است بلند پایه و خواجه یی است صاحب قدرت مانند تورانشاه وزیر.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان کنند
گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت گفتا در این معامله کمتر زیان کنند
گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه گفت این حکایتیست که با نکته دان کنند
گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند
گفتم هوای میکده غم می‌برد ز دل گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است گفت این عمل به مذهب پیر مغان کنند
گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند
گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند
گفتم دعای دولت او ورد حافظ است گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند ؟     گفتا به چشم هرچه توگویی چنان کنند
گفتم خراج مصر طلب می کند لبت       گفتا درین معامله کمتر زیان کنند
گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه   گفت این حکایتی است که با نکته دان کنند
گفتم صنم پرست مشو با صمدنشین       گفتا به کوی عشق هم این و هم آن کنند
گفتم هوای میکدهغم می برد زدل       گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند
گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهبست   گفت این عمل له مذهب پیر مغان کنند
گفتم زلعل نوش ببان پیر را چهسود ؟ گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند
گفتم که خواجه کی به سر حجله می رود ؟   گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند
گفتم دعای دولت او ورد حافظ است     گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

۱ نظر: