از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

جام لعل - چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش - غزل -- 318

318- جام لعل
چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش   چو چشم مست تو بینم مرا که دارد گوش
منم غلام تو ور زانکه از من آزادی         را به کوزه فروش شرابخانه فروش
به بوی آنکه به میخانه کوزه ای یابم     روم سبوی خراباتیان کشم بر دوش
زشوق لعل تو سقای کوی می خواران     بدیده آب زند آستان باده فروش
مرا مگوی که خاموش باش و دم درکش   که در چمن نتوان گفت مرغ را خاموش
اگر نشان تو جویم کجاست صبر و قرار وگر حدیث تو گویم کراست طاقت و هوش
شراب پخته به جالنهای دل فسرده دهند     که باده آتش تیزست و پختگان درجوش
مرا چه خلعت سلطان عشق می دادند     ندا زدند که حافظ بپوش و باش خموش

توضیحات :
گوش دارد (حفظ و سیانت ) ورزانکه ( اگر چنانکه ) آزاد ( بی نیاز مستغنی ) به بوی ( به امید ) سفا ( آب دهنده ) لعل ( لب ) آب زند ( آب پاشی می کند ) به دیده ( با اشک چشم ) دم درکش ( خاموش باش ) مرغ ( پرنده بلبل ) شراب پخته ( شراب تند و قرمز )معنی بیت 1( اگر جرعه ای از جاملبت را بنوشم دیگر عقل و اداراکی باقی نمی ماند و اگر بهچشمان مست تو نگاه کنم حفظ و مواظبتی باقی نمی ماند ) معنی بیت 2( من بنده و غلام تو هستم چنانچه از من بی نیاز هستی مرا به کوزه فروشان میخانه ها بفروش تا بلکه به آن وسیله ملازم میخانه شوم )معنی بیت 3( به آن امید که در میخانه کوزه ای پیدا کنم خدمتکار باده نوشان می شوم ) معنی بیت 4( آب دهنده محله میخواران ا زشوق لعل تو آستان باده فروش را با اشک چشم آب پاشی می کنم )معنی بیت 8( مرا وقتی خلعت پادشاهی عشق می دانند ندا در دادندکه ای حافظ بپوش و ساکت باش واسرار رافاش مکن )

نتیجه تفال :
1-انسانی با محبت و مهربان ولی در عین حال اسیر هوای نفسانی و بسیار شکننده هستی و به ظاهر دیگران خیلی بیشتر از باطن آنها توجه میکنی ولی عزیزم بدان در پشت ظاهر فریبنده گاهی شیاطینی انسان نما نشسته اند پس از این موضوع غافل مباش
2- درزندگی بار زیادی به دوش کشیده ای و خود را خسته می بینی ولی تاب بیاورکه روزگار سختی به پایان می رسد
3- گاهی آنچنان به خودت فشار می آوری که تاب و تحمل خاموشی را نداری و چو مرغی اسیردست و پا می زنی ولی بدان که در این دنیا دل پردرد بسیار است واینها همه امتحانات الهی است پس نسبت به آنها صبور باش چون در معرض املا و ابتلا هستی
4-هر و برادرم بدان که مهر وعدل و عطوفت الهی همیشه شامل دل شکستگان و آرزومندان است و تو نیز از این مهر وعشق بی بهره نخواهی ماند پس بر خودت مسلط باش و چون کوهی استوار قدمی بردار و گاهی خاموشی را پیشه خودکن
5-درددلت را به هرکسی نگو که گاهی دوستان نزدیک تو دشمنانی کینه توز خواهند بود و تیشه به ریشه ات خواهند زد
6-ر می خواهید امید و حاجت شما زود برآورده شود در 5 شب متوالی سوره مبارکه فاطر آیه 14 را تا 6 آیه بعد از آن رابا حضور قلب و معنی بخوانید
7-اجه در بیت های 5-6-7- به ترتیب فرماید ( به من مگو که ساکت باش و حرف مزن زیرا در چمن بلبل نمی تواندنغمه نسراید پس من هم در چمن محبت تو هستم )( اگر خواهم نشان تو را بگیرم صبر و قرار لازم است که من ندارم )( شراب ناب و پخته را به افسرده دلان و عاشقان میدهند چون شراب آتشی است ه عاشقان درآن می جوشند )تفسیر کنید
8- برامواج اینترنت دلخوش نباشید به حقیقت فکر کنید زیرا آن امور رویایی بیش نیست که سراب زندگی می باشد چون حقیقت جای دیگر است


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

#####

غزل به قلم علامه قزوینی :

#####

غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش   چو چشم مست تو بینم مرا که دارد گوش
منم غلام تو ور زانکه از من آزادی         را به کوزه فروش شرابخانه فروش
به بوی آنکه به میخانه کوزه ای یابم     روم سبوی خراباتیان کشم بر دوش
زشوق لعل تو سقای کوی می خواران     بدیده آب زند آستان باده فروش
مرا مگوی که خاموش باش و دم درکش   که در چمن نتوان گفت مرغ را خاموش
اگر نشان تو جویم کجاست صبر و قرار وگر حدیث تو گویم کراست طاقت و هوش
شراب پخته به جالنهای دل فسرده دهند     که باده آتش تیزست و پختگان درجوش
مرا چه خلعت سلطان عشق می دادند     ندا زدند که حافظ بپوش و باش خموش


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر