از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

خيال روي تو - خيال روي تو در گارگاه ديده كشيدم - غزل -- 383

383- خيال روي تو
خيال روي تو در گارگاه ديده كشيدم   به صورت تو نگاري نه ديدم و نه شنيدم
اگر چه در طلبت هم عنان باد شمالم   به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم
گناه چشم سياه تو بو د و گردن دلخواه     كه من چو آهوي وحشي زآدمي بر ميدم
زشوق چشمه نوشت چه قطر ها كه فشاندم     زلعل باده فروشت چه عشوه ها كه خريدم
زغمزه بردل ريشم چه تيرها كه گشادي       زغصه بر سركويت چه بارها كه كشيدم
زكوي يار بيار اي نسيم صبح غباري         كه بوي خون دل ريش از آن تراب شنديم
چو غنچه برسرم از كول او گذشت نسيمي     كه پرده بر دل خونين به بوي او بدريدم
اميد در شب زلفت به رز عمر نبستم   طمع به دور دهانت زكام دل ببريدم
به خاك پاي سوگند و نور ديده حافظ   كه بي رخ تو فروغ از چراغ ديده نديدم

توضيحات :
روي تو ( شكل و شمايل ) كار گاه ( نگارخناه دل ) لب ( جستجو ) هم عنان ( همراه ) آدمي ( مردم) ريش ( زخم ) دل ريش (دل مجروح ) شب زلف ( سياهي گيسو ) چشمه نوش (دهان معشوق ) تراب ( خاك ) كام دل ( آرزو) معني بيت 1( شكل و شمايل صورت تو را در نگارخانه چشم تصوير كردم اما به زيبايي محبوبي چون تو نديدم و نشنيدم ) معني بيت 2( اگر چه در جستجوي تو با باد شمال همراه شدم و به سرعت باد د رطلب تو گشتم با اين همه به گرد قامت چون سرو خرامانت نرسيدم ) معني بيت 3( اين گناه چشمان سياه و گرد دلخواه تو است كه من مانند آهوي وحشي از مردم رميدمخ و به كوها شانده شدم ) معني بيت (4( در آرزوي دهان شيرين تو اشكها ريختم و از لعل لب ميگسا رومي فروش تو چه بسيار فريبها خوردم )

نتيجه تفال :
1-   درباره رسيدن به اين نيت تلاش و كوشش بسيار داشته ايدو براي رسيدن به آن همگان ياري و مددگرفته ايداگر چهاين كار خوبست ولي پافشاري بيش از حد اوضاع را خراب مي كند ونيت را به تاخير مي اندازد زيرا امكان دارد كه نزديكان ازاين سماجت ب ياندازه شما رنجيده شوندو كار را مشكلتر سازند پس بهتر است از نيروي عقل صب رو حوصله كمك بگيريد
2-   خواجه در بتهاي 5-6-7فرمايد ( چه بسيار تيرهاي ناز و كرشمه كه بردل مجروح من افكندي و بسي بار غم كه در كوي تو به دوش دل كشيدم )( اي باد خوش بامدادي از مله دوست كرد و غباري بياور زيرا از خاك كوي دوست بوي خون دلهاي مجروح عاشقان به مشام مي رسد )( باد ملاميمي از كوي دوست بر من كه مانند غنچه بودم گذر كرد به بوي خوش محبوب و شوق ديدارش پرده ار بر دل خون شده چاك زدم و رازم ار آشكار كردم )
3-   به زودي با شخصي ملاقات م يكنيد كه او مسايل مهمي با شما در ميان مي گذراد زندگي خود را دوست بداريدو آن را ستخوش اميال و هوسهاي زودگذز دنيا نسازيد
4-   در 8 شب آنيده مادرتان را د رخواب خواهيد ديد نشانه آن است كه ماد ر نگران آينده شماست پ به سخنان او كاملاً توجه كنيد و ا زطرفي به زودي خود صاحب فرزند شايسته اي مي شويد پس به يكي از مشاهدمتركه بويد و نذر خود را ادا كنيد
5-   اگر او خودرا از شما برتر و بالاتر مي داند به علت عقده هاي رواني است زياد اهميت ندهيد و توكلتان با خدا باشد


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

#####

غزل به قلم علامه قزوینی :

#####

غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

خيال روي تو در گارگاه ديده كشيدم   به صورت تو نگاري نه ديدم و نه شنيدم
اگر چه در طلبت هم عنان باد شمالم   به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم
گناه چشم سياه تو بو د و گردن دلخواه     كه من چو آهوي وحشي زآدمي بر ميدم
زشوق چشمه نوشت چه قطر ها كه فشاندم     زلعل باده فروشت چه عشوه ها كه خريدم
زغمزه بردل ريشم چه تيرها كه گشادي       زغصه بر سركويت چه بارها كه كشيدم
زكوي يار بيار اي نسيم صبح غباري         كه بوي خون دل ريش از آن تراب شنديم
چو غنچه برسرم از كول او گذشت نسيمي     كه پرده بر دل خونين به بوي او بدريدم
اميد در شب زلفت به رز عمر نبستم   طمع به دور دهانت زكام دل ببريدم
به خاك پاي سوگند و نور ديده حافظ   كه بي رخ تو فروغ از چراغ ديده نديدم


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر