از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

دولتی طالع - کنار آب و پای بيد و طبع شعر و ياری خوش - غزل 288 - 327

327-  دولتی طالع
کنار آب و پای بید وطبع شهر ویاری خوش   معاشر دلبری شیرین و ساقی گلغذاری خوش
الا ای دولتی طالع که قد روقت می دانی     گوارا بادت این عشرت کهداری روزگاری خوش
هر آن کس  را که برخاطر زعشق دلبری باریست   سپندی گو بر آتش نه کهر دار کار و باری خوش
عروس طبع راز یور زفکر بکر می بندم       بود کز نقش ایامم به دست افتد نگار یخوش
شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان   که مهتابی دل افروزست و طرف لاله زاری خوش
میی درکاسه چشم است ساقی رابنامیزد       که مستی م یکند با عقل و می بخشد خماری خوش
به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه     که شنگولان خوشبخشت بیاموزند کاری خوش

توضیحات :
دولتی طالع ( نیک بخت ) طبع شعر ( قریحه شاعرانه ) یار خوش ( دوست دلخواه ) گلعذار ( گل چهره ) عشرت ( شادی ) گوارا بادت ( ساز گار بادبرای تو ) کار و بار ( سرو سامان ) عروس طبع ( فکر بکر قریحه واستعداد به ذوق آمده ) نگار ( محبوب زیبا ) داد خوشدلی بستان ( بهره خود را از روزگار بگیر ) طرف ( کنار ) بنامیزد ( مخفف به نام ایزد اسم صوت شبه جمله برای چشم زخم ) معنی بیت 1( کنار آب و پای بید و طبع شعر ویاری زیبا و معاشر و مصاحب و دلبیشیرین و یک ساقی گل چهره دلپذیر می باشد ) معنی بیت 2( هان ای طالع و بخت خوب آگاه باش که قدر وقت و این همه نعمت را بدانی گوارایت باد این زندگی خوش که راحت هستی ) معنی بیت 7( ای حافظ زندگانی تو در پی خبری گذشت با مابه میکده بشتاب که زیبا رویان ظریف خوش معاشرت به تو نیگساری و مستی آموزند که کاری دلپذیر است )

نتیجه تفال :
1-   هرچه زودتر این نیت را عملی کنید و قدم پیش بگذارید زیرا زمان کالماً مساعد می باشد اگر در این راه به ناملایماتی برخورد کردید بگویید نترسد زیرا کارهای بزرگ با خط رهمراه هستند ولی موفقیت متعلق به شما و همراه اوست باهمت و اراده و سرعت عمل همراه با دقت بر رقیبان پیروز می شوید
2-   از زندگی نسبتاً خوبی برخوردار هستید و خوشبختانه روزگار بر وفق مراد شما حرکت می کندو طالع جنابعالی در برج سعد می باشد پس برخدا توکل کنید و دست به اقدام بزنید و هراسی به دل راه ندهید که موفقیت درچنید قدمی شماست
3-   خواجه شیاز در بیتهای 3-4-5-فرماید ( کسی که از عشق دلبر بار غم در خاطر دارد و به عشق مبتلا شده است بگو حالی که داری سبب حسادت و رشک دیگران است پس برای مصون ماندن ازچشم زخم برای خود اسپند دود کن که کار و باری خوب داری ) ( عروس طبع و سرشت را از فکر و خالص زینت می بندم و معانی خالص پیدا م یکنم زیرا در نقش بازی زمانه نگاری زیبا ب چنگ آوردم )( شب صحبت را غنیمت شما رداد خوشدلی را بگیر که روزگار بر وفق مراد است زیرا جویبار زیبا و مهتابی که به دل ذوق می بخشد هر دو موجود است )خواجه روشن بیان فرموده است
4-   این نیت بسیار خوبست و عملی می گردد پس به شکرانه آن به یکی از مشاهد متبرکه بروید و دعا کنید ضمناً این کتاب را به دوستان و آشنایان معرفی کنید پس مبارک باشد اگر قصد تجارت دارید و می خواهید در معامله سودی ببرید باحضور قلب و معنی از سوره مبارکهالحجر آیه 20 و سوره اعراف آیه 10 تا 8 آیه بعد از آن را بخوانیدمسافر شما حال و کارش خو بست بیما رشفا می یابد شغل و ثرونی به دست می آوردی و به مقامیمهم می رسیدمسافرتی مهم و خوب در پیش دراید که مبارک است .


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات (288)
طبع شعر : قریحه و ذوق شعر و شاعری .
معاشر : همدم، مصاحب، شریک و طرف عشرت .
یاری خوش : یاری خوشرفتار
معاشر دلبری : دلبری معاشر، دلبر همدمی، دلبر مصاحبی .
گلعذاری خوش : گلچهره یی خوشخو .
دولتی طالع : کسی که بخت مساعد دارد، کسی که طالعی برخوردار از خوشبختی دارد .
عشرت : عیش و شادی، خوشگذارنی .
روزگاری خوش : روزگاری سازگار و دلپسند .
برخاطر : بر دل، بر ضمیر .
سپندی بر آتش نِه : اسپندی به منظور رفع چشم زخم در آتش بریز تا همانطور که دانه های اسپند در آتش می ترکد چشم حسود تو هم از آتش حسرت بترکد و به تو چشم زخمی نرسد .
عروس طبع را : عروس طبع خود را، زیباترین اندیشه ذهن خود را .
بِکر : بدیع، نو، دوشیزه .
نقش ایام : بازی روزگار .
شب صحبت : شب مصاحبت، کنایه از شبی که کنار لاله زار و مهتاب با دوستان می گذرانی .
دادِ خوشدلی : حقّ شادی .
طَرف : چشم و در اینجا مخفّف طَرَف به معنای کنار است .
بنام ایزد : به نام ایزد متعال، ماشاءالله، چشم بد دور .
مستی می کند با عقل : با عقل از در مستی و ستیزه جویی در می آید .
خماری خوش : حالت خوش خمار، حالت بی خبری و سرمستی .
شنگول : زیبای شاد و شوخ و خوش مشرب .
خوش باش : خوش معاشرت، همیشه خوشحال، خوش سر و زبان .
معانی ابیات غزل (288)
1) کنار جوی آب روان و زیر سایه درخت بید با قریحه شعر و شاعری و دوستی خوشرفتار (و) دلبر همنشینی شیرین حرکات و ساقی گلچهره یی خوش خوی …
2) هان، ای کسی که بخت با تو مساعد و ارزش وقت را به خوبی می شناسی، این عیش و عشرت و شادی برتو گوارا باد که ایام به کام توست .
3) به آن کسی که بار عشق و محبت دلبری را بر دل دارد بگو که تا چشم نخورد، اسپند دود کند که کار و باری خوب دارد .
4) اندام عروس طبع و قریحه خود را از اندیشه بدیع و نو آرایش می دهم شاید بر اثر بازی ایام، معشوق زیبارویی به چنگ من افتد .
5) در شب مهتابی که روشنی بخش دل و جان است و در کنار چمن و لاله زاری با صفا، همنشینی با دوستان را قدر بدان و بهره خود را از عیش و نوش بگیر.
6) چشم بد دور! در جام چشم های ساقی، شرابی موج می زند که با عقل از در مستی و ستیز در می آید و حالت بی خبری و سرخوشی بدست می دهد .
7) حافظ! عمرت به بی خبری سپری شد، با ما به میخانه بیا تا ساقیان زیباروی خوش مشرب به تو راه بهزیستی را بیاموزند .
شرح ابیات غزل (288)
وزن غزل : مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
بحر غزل : هزج مثمّن سالم
*
سنائی : الا ای دلـــربای خوش بیا، کامـــد بهاری خوش
شراب تلــخ ما را ده که هست ایـن روزگاری خوش
*
در شرح غزل 275 که با ردیف خوش سروده شده، گفته شد که احتمال داده می شود شاعر در استقبال غزلی که به اقتراح گذاشته شده، سروده باشد . شاعر جمعاً دو غزل با ردیفِ «خوش» سروده که این غزل مورد بحث دومین و آن هم به استقبال از غزل سنایی است که مطلع آن در بالا ذکر شد .
غزلی است عاشقانه و بازگو کننده عقاید باطنی شاعر و ارائه کننده بهترین شیوه زندگی، و شاعر در خلا لِ اشعار خویش به کرّات ماحصل گفتار این غزل را در بیتی بازگو کرده و به عنوان مثال در غزلی دیگر مفاد بیت مقطع این غزل را چنین بازگو می کند :
تا در ره پیــری به چـــه آییـن روی ای دل باری به غلـــط صرف شد ایام شبابت
و یا :
گل در بر و مـی در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلامست
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

کنار آب و پای بيد و طبع شعر و ياری خوش معاشر دلبری شيرين و ساقی گلعذاری خوش
الا ای دولتی طالع که قدر وقت می‌دانی گوارا بادت اين عشرت که داری روزگاری خوش
هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باريست سپندی گو بر آتش نه که دارد کار و باری خوش
عروس طبع را زيور ز فکر بکر می‌بندم بود کز دست ايامم به دست افتد نگاری خوش
شب صحبت غنيمت دان و داد خوشدلی بستان که مهتابی دل افروز است و طرف لاله زاری خوش
می‌ای در کاسه چشم است ساقی را بناميزد که مستی می‌کند با عقل و می‌بخشد خماری خوش
به غفلت عمر شد حافظ بيا با ما به ميخانه که شنگولان خوش باشت بياموزند کاری خوش


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

کنار آب و پای بید وطبع شهر ویاری خوش   معاشر دلبری شیرین و ساقی گلغذاری خوش
الا ای دولتی طالع که قد روقت می دانی     گوارا بادت این عشرت کهداری روزگاری خوش
هر آن کس  را که برخاطر زعشق دلبری باریست   سپندی گو بر آتش نه کهر دار کار و باری خوش
عروس طبع راز یور زفکر بکر می بندم       بود کز نقش ایامم به دست افتد نگار یخوش
شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان   که مهتابی دل افروزست و طرف لاله زاری خوش
میی درکاسه چشم است ساقی رابنامیزد       که مستی م یکند با عقل و می بخشد خماری خوش
به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه     که شنگولان خوشبخشت بیاموزند کاری خوش


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

۳ نظر: