از اینستاگرام حافظ دیوان دیدن فرمایید :: حافظ دیوان ::
غزلیات حافظ به ترتیب رَوی ( آخرین حرف اصلی قافیه یا ردیف ) :
  الف  |  ب  |  ت  |  ث  |  ج  |  ح  |  خ  |  د  |  ر  |  ز  |  س  |  ش  |  ع  |  غ  |  ف  |  ق  |  ک  |  ل  |  م  |  ن  |  و  |  ه  |  ی | برچسب ها

سرو بلند - گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود - غزل 228 - 238

238- سرو بلند
گرمن از باغ تو یک میوه بچینم چه شود ؟   پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یارب اندرکنف سایه آن سرو بند       گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود ؟
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار           گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید   من اگ رمهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و اگر می این است     دیدم از پیش که درخانه دینم چه شود
صرف شدعمر گرانمایه به معشوقه و می       تاازآنم چه به پیش آید ازینم چه شود ؟
خواجه دانست که من عاشقم  هیچ نگفت       حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود ؟

توضیحات :
باغ( بوستان وصال معشوق )میوه ( استعاره از بوسه ) چه شود ( چه م یشود ) چرا ( نورجمال محبوب ) کنف ( پناه سایه ) سرو بلند ( استعراه از قامت محبوب ) سوخته ( استعاره از عاشق ) خاتم ( انگشتر )جمشید تهمایون آثار ( مراد دهان جانان که کلمات مبارک از آن خارج می شود اثر حضرت سلیمان ) عکس ( پرتو ) مملک( پادشاه ) شحنه ( داروغه شهر ) نگار ( محبوب و معشوق ) گزینم ( انتخاب کنم ) ارخانه به در رفت ( ازجای برفت ازخانه من خارج شد ) معنی بیت 5( عقل را از دست دادم اگر شراب این چنین خاصیت شکرفی دارد حقیقتاً میتوانم پیش بینی کنم که درخانه دینم چه شورو غوغایی به پا می شود ) معنی بیت 6( عمر گرانمایه صرف معشوق شد عجبا از دلبرم چه پیش آید و از می چه حاصل می شود پس نتیجه آنها معلوم نیست = آرایه لف و نشر مرتب ) معنی بیت 7( خواجه وزیر متوجه شد من عاشقم اما چیزینگفت و سکوت کرد اگر حافظ بفهمد چه م یشود حال که وزیر فهمیده است

نتیجه تفال :
1-   خواجه در بتهای 1-2-3- فرماید ( اگر من ا زجما لتو یک بوسه بگیرم چه می شود و چه نقصانی روی می دهد و اگر با نور و درخشش تو جلوی پای خود را ببینم چه می شود ) ( عجبا من سوخته دل اگر ساعتی در پناه سایه آن سرو بلند بنشینم و آرام گیرم چه می شود )( ایانگشتری مبارک اثر جمشید و سلیمان پیامبر آثار اگر نوری ار تو بر نشان نگین جان من بیفتد و آرزوی مرا برآورد چه می شود ) خود حدیث مفصل بخوان از این سه معنی که واضح است
2-   انجام این نیت را ارخداند طلب کن پس به یکی از مشاهد متبرکه بروید و نذری نیدو شبی سوره مبارکه المجادله را بخوانید به شرط آنکه با حضور قلب و معنی باشد تا گشایش حاصل شود برا یاجرای انینیت نباید بی تابی و بی حوصلگی کنید زیرا مصلحت جنابعالی دراین است که ابتدا مقدمات آن فراهم شود پس با توکل به خدا با ایمان قوی اقدام کن
3-   او قدری فریبکاری می کند شما باید کاملاً مواظب و هوشیاروزیرک باشید که فریب چرب زبانیهایش را نخورید
4-   مسافر جنابعالی شتاب دارد به او بگویی کارش انجام می گیرد اما وقت لازم است
5-   وسواس را کنار بگذارید وبا همسرخود مهربان باشیدزیرا او گرفتار ناراحتی شدهکه نمی تواند به شمابگوییددر معامله ای هم ضرر کرده ولی به زودی جبران می شودبیمار حالش تغییر نمی کنداز ریسک کردن تغییر شغل و مکان منصرف شویدمرا نیز دعا کنید
6-   ازویژگیهای شما خیرخواهی کمکرسان قابل احترام با وفا کله دار کمال گرامخترع مشاور خوب فرشته خو کمیاب خوب رویایی بی ریا باحس ششم قوی خورشرو درمنزل بداخلاق اهل کشف بی رگ فامیل پرستروشنفکر زیرک خوش باطن با ایمان


کمی بیشتر در خصوص غزل بدانید :

شرح غزل :

معانی لغات (۲۲۸)

کَنَف: حمایت ، پناه، سایه.

سوخته:گرما زده ، از شدّت آفتاب سوخته .

خاتم جمشید همایون آثار :انگشتری سیلیمانی بخت آفرین ، کنایه از خواجه تورانشاه وزیر شاه شجاع.

همایون آثار: مبارک و میمون.

نقش نگین: آنچه بر نگین انگشتری نقش می کنند.

شحنه: داروغه ، نگهبان ، و پاس انتظامات شهری ، حاکم شهر.

عقلم از خانه به در رفت: عقلم از خانه خود یعنی از به در رفت.

اگر می این است: اگر خاصیت وتأثیر می چنین است.

دیدم از پیش : پیشاپیش دانستم ، از هم اکنون دریافتم.

حافظ: حافظ ، مطرب دوره گردی که همه اخبار و اطلاعات شهر را به حکم حرفه خود دارا می باشد.

معانی ابیات غزل ( ۲۲۸)

(۱) اگر ما از باغ حسن تو میوه یی چیده و بهره ببرم یا پیش پای مسیر زندگی خود را با چراغ تو ببینم چه خواهد شد !

(۲) خدایا اگر من گرما زده لحظه یی در پناه سایه آن معشوق سرو بلند قد بنشینم چه خواهد شد .

(۳) آخر آنکه چون انگشتی سیلمان ، فرخنده اثرو بخت آفرینی ، اگر نشانه یی از تو بر نگین بخت من بیفتد چه خواهدشد.

(۴) در حالی که خطیب و سخنران مشهور این دیار به صف دوستداران پادشاه و نگهبان این شهردر آمد ، اگر من به محبوب مهربانی دل ببندم چه می شود.

(۵) عقلم از خانه سر بیرون رفت . اگر شراب ، چنین اثر شگرفی به جای می گذارد، می توانم در یابم که در خانه دین و ایمان منهم چه اتفاقی خواهد افتاد .

(۶) عمر عزیز در راه معشوقه و می صرف شد . تا ببینم که از معشوق چه به روز ما و از می چه بر سر ما خواهد رفت .

(۷)(در حالی که ) خواجه و سرور من آگاه شد که من عاشق پیشه هستم و مشکلی پیش نیامد ، اگر خواجه حافظ هم در شهر از این موضوع با خبر شود طوری نخواهدشد.

شرح ابیات غزل (۲۲۸)

وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

بحر غزل: رمل مثمن مخبون محذوف

این غزل پس از رسیدن خواجه تورانشاه به وزارت شاه شجاع ، در تعریف وتقاضای حمایت از خود، جهت آن وزیرسروده شده است و اورا خاتمجمشید همایون آثار یعنی در حکم انگشتری بخت آفرین حضرت سلیمان می خواند.

بایددانست در چند مورد که روی سخن حافظ با خواجه تورانشاه است اورا به نام واعظ خطاب می کند و در این غزل هم مقصود از واعظ شهر همانا خطیب مشهور شهر یعنی خواجه تورانشاه می باشد. در غزل با مقطع : گر زدست زلف مشکینت خطایی رفت رفت که حافظ پس از قطعی شدن سفر تبعیدش به یزد خطاب به شاه شجاع سروده و با بی اعتنایی و خونسردی در همه ابیات ان بی تفاوتی خود را از این اقدام تبعید نمودار می سازد ، در بیت آخر غزل ، اشاره یی به تورانشاه دارد و در آنجا اورا نیز واعظ خطاب کرده و می گوید:

عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه پای آزادی چه بندی گر به جایی رفت رفت

واین اشاره و کنایه یی است به تورانشاه که تبعید او با مشورت و صلاحدید این وزیر انجام شده بود . به همین جهت در این غزل هم دربیت چهارم حافظ می فرماید اکنون که واعظ و خطیب بزرگ شهر به مقاموزارت شاه رسید اگر من هم خودرا در صف دوستداران این وزیر قرار بدهم کجای کار عیب می کند؟

مطلب ظریف دیگر در بیت مقطع این غزل ودرک کلمه حافظ در این بیت است که هم به معنای تخلص شاعر و هم به معنای مطرب محله است. توضیحاً عنوان حافظ نه تنها به حافظین قرآن که به خوانندگان و مطربان نیز اطلاق می شده و در متون ادبی ما دهها موسیقی دان و آوازه خوان به این نام مشهورند و برای اینکه منظور حافظ را از آوردن این که در قدیم در هر شهر ودیار چند نفر به کعب الاخبار بودن مشهور بوده اند یکی زن دلاله ، دیگری زن ماماچه و سومی مطرب دوره گرد که این دسته اخیر در عروسی و ختنه سوران و ایام اعیاد مذهبی در کوچه ها و محلّه ها مردم را سرگرم می کرده و چون در شهر ایاب واذهاب داشته اند از همه اخبارشهر با خبر بوده ودر واقع در حکم رسانه گروهی بوده در اشاعه اخبار سهمی بسزا داشته اند. حافظ در بیت هفتم این غزل می گوید: وقتی خواجه تورانشاه بداند که من مایل به همکاری وهمدستی با او در دستگاه شاه شجاع هستم، اگر مطرب شهر هم فهمید و بازگو کرد، مانعی ندارد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی


غزل به قلم علامه قزوینی :

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به دررفت و گر می این است دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود


غزل به قلم شاملو : 

#####

غزل به قلم الهی قمشه ای :

#####

غزل به قلم عطاری کرمانی :

گرمن از باغ تو یک میوه بچینم چه شود ؟   پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یارب اندرکنف سایه آن سرو بند       گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود ؟
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار           گر فتد عکس تو بر لعل نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید   من اگ رمهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و اگر می این است     دیدم از پیش که درخانه دینم چه شود
صرف شدعمر گرانمایه به معشوقه و می       تاازآنم چه به پیش آید ازینم چه شود ؟
خواجه دانست که من عاشقم  هیچ نگفت       حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود ؟


غزل را بشنوید :

#####


کلیپ های مرتبت با غزل :

#####

#####

#####

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر